دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۳۱

سنایی
آراست بهار کوی و دروازهٔ خویش افگند به باغ و راغ آوازهٔ خویش
بنمای بهار را رخ تازهٔ خویش تا بشناسد بهار اندازهٔ خویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت فضای شورانگیز بهاران را به تصویر می‌کشند که در آن بهار با شکوه تمام جلوه‌گری می‌کند و شهر و طبیعت را به رنگ و بوی خود می‌آراید.

در بیت دوم، شاعر با چرخشی خیال‌انگیز، زیباییِ روی یار را برتر از جلوه‌های بهار می‌داند و بهار را به دیدن این زیبایی دعوت می‌کند تا به محدودیتِ شکوهِ خود در برابر کمالِ جمالِ انسانی پی ببرد.

معنای روان

آراست بهار کوی و دروازهٔ خویش افگند به باغ و راغ آوازهٔ خویش

بهار، تمام گذرگاه‌ها و ورودی‌های شهر را با شکوفه‌ها و سبزی آراسته است و آوازه‌ی این زیبایی و طراوت را در میان تمامی باغ‌ها و دامنه‌های کوهستان پیچانده است.

نکته ادبی: راغ در ادبیات کهن به معنای دامنه‌ی کوه و مرغزار است. عبارت باغ و راغ از ترکیب‌های متداول برای توصیف گستره‌ی طبیعت است.

بنمای بهار را رخ تازهٔ خویش تا بشناسد بهار اندازهٔ خویش

ای محبوب، چهره‌ی شاداب و زیبای خود را در برابر بهار آشکار کن تا بهار با مشاهده‌ی این جمال، متوجه حد و مرز خود بشود و بداند که در برابر روی تو، زیبایی‌هایش ناچیز است.

نکته ادبی: اندازه در اینجا به معنای عیار، قدر و حد و مرز است؛ شاعر به زیباییِ انسانی، جایگاهی برتر از زیباییِ طبیعتِ بهاری بخشیده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص آراستن و آوازه افکندن بهار

نسبت دادن اعمال انسانی مانند آراستن و سخن‌پراکنی به فصل بهار که جان‌بخشی به طبیعت است.

مراعات نظیر باغ و راغ

به کارگیری دو واژه که در یک حوزه معنایی قرار دارند تا غنای تصویرسازی کلام افزایش یابد.

اغراق بنمای بهار را رخ تازه خویش... تا بشناسد اندازه خویش

ادعای شاعر مبنی بر اینکه زیبایی یار به قدری است که بهار در برابر آن ناچیز شمرده می‌شود.