دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۲۹

سنایی
هر چند بود مردم دانا درویش صد ره بود از توانگر نادان بیش
این را بشود جاه چو شد مال از پیش و آن شاد بود مدام از دانش خویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این کلام، برتریِ پایدارِ دانش و خردمندی بر ثروت و مکنتِ مادی است. شاعر به تقابل میان فقرِ دانا و ثروتِ نادان می‌پردازد و استدلال می‌کند که ارزش حقیقی انسان در گرو اندیشه و آگاهی اوست، نه در گرو دارایی‌هایی که هر لحظه ممکن است از دست بروند.

این نوشتار، تصویری از بی‌اعتباریِ ثروتِ بدونِ خرد ارائه می‌دهد و هشدار می‌دهد که تکیه بر مالِ دنیا، لغزنده و ناپایدار است؛ در حالی که دانش، گنجینه‌ای است که هرگز زوال نمی‌پذیرد و صاحبِ خود را حتی در تنگدستی، بی‌نیاز و شادمان نگاه می‌دارد.

معنای روان

هر چند بود مردم دانا درویش صد ره بود از توانگر نادان بیش

اگرچه انسانِ خردمند ممکن است از نظر مادی فقیر و تهیدست باشد، اما ارزش و اعتبار او صدها برابر بیشتر از ثروتمندی است که بهره‌ای از دانش نبرده است.

نکته ادبی: واژه درویش در اینجا به معنای فقیر و ندار است. صد ره نیز کنایه‌ای برای تاکید بر کثرت و برتریِ بسیار است.

این را بشود جاه چو شد مال از پیش و آن شاد بود مدام از دانش خویش

جایگاه و مقامِ فردِ ثروتمندِ نادان، با از دست رفتنِ مال و ثروتش از بین می‌رود؛ اما فرد دانا به واسطه‌ی اندوخته‌های علمی و فکری خود، همواره در درون احساس آرامش و شادمانی می‌کند.

نکته ادبی: فعل بشود در اینجا به معنای زایل شدن و از میان رفتن است. واژه‌ی پیش در ترکیب از پیش شدن، به معنای از دست رفتن و دور شدنِ دارایی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) دانا - نادان / درویش - توانگر

شاعر با کنار هم قرار دادن این واژگان متضاد، تفاوت ماهویِ جایگاهِ ثروتمندِ نادان و دانایِ فقیر را به وضوح ترسیم کرده است.

مبالغه صد ره

اغراق در کلام برای نشان دادن فاصله عمیقِ ارزشی میانِ خردمندِ بی‌پول و ثروتمندِ بی‌خرد.