دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۲۸

سنایی
گه در پی دین رویم و گه در پی کیش هر روز به نوبتی نهیم اندر پیش
در جمله ز ما مرگ خرد دارد بیش هستیم همه عاشق بدبختی خویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به بازتاب سرگردانی و بی‌ثباتی فکری انسان در طول زندگی می‌پردازد. شاعر در این قطعه به نقدِ رفتارِ متناقضِ آدمی می‌نشیند که پیوسته میان عقاید گوناگون در نوسان است و هر روز با تغییر مسیر، سرگشتگیِ خویش را آشکار می‌سازد.

در ادامه، نگاهی بدبینانه و در عین حال حکیمانه به وضعیتِ حیاتِ انسان دارد؛ جایی که مرگ را داناتر از زندگان می‌داند. این نکته تأکیدی است بر نادانی بشر که به جای گریز از رنج، گویی با آغوش باز به استقبالِ تیره‌روزی‌های خود می‌رود و در بندِ نادانیِ خویش گرفتار است.

معنای روان

گه در پی دین رویم و گه در پی کیش هر روز به نوبتی نهیم اندر پیش

ما انسان‌ها پیوسته در حال تغییر مسیر هستیم؛ گاه به دنبال این دین می‌رویم و گاه در پی آن کیش و آیین، و هر روز شیوه‌ای تازه را در پیش می‌گیریم و بر هیچ راه استواری ثابت‌قدم نمی‌مانیم.

نکته ادبی: استفاده از واژگان «دین» و «کیش» در تقابلِ ساختاری، بیانگر سرگشتگی و نبودِ عمق در انتخاب‌های عقیدتیِ آدمی است.

در جمله ز ما مرگ خرد دارد بیش هستیم همه عاشق بدبختی خویش

خلاصه آنکه مرگ از ما بسیار خردمندتر است، چرا که ما انسان‌ها به جای شناخت حقیقت، گویی عاشق و شیفته‌ی رنج‌ها و تیره‌روزی‌های خویش هستیم و در نادانی خود غوطه‌وریم.

نکته ادبی: تشخیصِ «خرد» برای «مرگ» یکی از تصویرسازی‌های تأمل‌برانگیز در ادبیات تعلیمی است که جهلِ انسانِ زنده را در مقایسه با وقارِ مرگ به رخ می‌کشد.

آرایه‌های ادبی

تشخیص مرگ خرد دارد بیش

نسبت دادن صفتِ خرد و دانایی به مرگ، که نمادی از بی‌پایانی و حقیقت است، در تقابل با نادانیِ انسان.

کنایه عاشق بدبختی خویش

اشاره به دلبستگی انسان به عادت‌ها و رفتارهای نادرستی که نتیجه‌اش جز رنج و تباهی نیست.