دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۲۵

سنایی
با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش از دیدهٔ این و آن چه جویی نم خویش
بر ساز تو عالمی ز بیش و کم خویش آنگاه بزی به ناز در عالم خویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بر آموزه بنیادین استقلال روحی و خویشتن‌داری تأکید می‌ورزد. شاعر با لحنی اندرزگونه، مخاطب را از بیهوده گشودن راز دل نزد بیگانگان و طلب همدردی از آنان برحذر می‌دارد، چرا که هر کس باید بارِ عاطفی خود را بر دوش کشد و در طلبِ تسلی، چشم به دستان یا دیدگان دیگران ندوزد.

در ادامه، شاعر راهِ رهایی و رسیدن به آرامش پایدار را در گروِ ساختنِ دنیای درونی و تکیه بر داشته‌های فردی می‌داند. پیام نهایی این است که انسان با سامان‌دهی به فکر و دارایی‌های معنوی خویش و استغنا از خلق، می‌تواند در مقامِ پادشاهیِ درون، با سرافرازی و ناز و تنعّم زیست کند.

معنای روان

با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش از دیدهٔ این و آن چه جویی نم خویش

چرا غم و اندوهِ درونی‌ات را برای دیگران بازگو می‌کنی و چرا از چشمانِ آنان انتظارِ اشکِ همدردی و دلسوزی داری؟ این کار بیهوده است زیرا هیچ‌کس به اندازه خودت درک‌کننده رنج‌های تو نیست.

نکته ادبی: سینه در اینجا کنایه از دل و جایگاه اسرار است و نم نیز استعاره از اشک و دلسوزی است.

بر ساز تو عالمی ز بیش و کم خویش آنگاه بزی به ناز در عالم خویش

نخست با استفاده از دارایی‌ها و توانمندی‌های خود، عالمی تازه و مطلوب برای خویش بنا کن و آنگاه در این دنیای مستقلی که برای خود ساخته‌ای، با آسودگی و عزت‌نفس زندگی کن.

نکته ادبی: بزی فعل امر از مصدر زیستن است و بر ساز به معنای بنا کردن و سامان دادن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه سینه و نم

سینه نمادِ دل و درونِ آدمیان است و نم، استعاره‌ای از اشک و ابراز همدردی است که شاعر آن را از دیگران طلب نمی‌کند.

استفهام انکاری چه گویی / چه جویی

پرسش‌هایی که هدفشان نه پرسیدن، بلکه نفیِ ضرورتِ درمیان گذاشتنِ غم با دیگران و طلبِ دلسوزی از آنهاست.

واج‌آرایی و تکرار عالم / عالم

تکرار واژه عالم برای تأکید بر ساختن جهانِ ذهنیِ مستقل و زیستن در آن است.