دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۲۳

سنایی
چون نزد رهی درآیی ای دلبر کش پیراهن چرب را تو از تن درکش
زیرا که چو گیرمت به شادی در کش در پیرهن چرب تو افتد آتش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی طنزآمیز و در عین حال عاشقانه، هشداری ظریف را از سوی شاعر به محبوب خود بیان می‌کند. شاعر با ترکیبی از صمیمیت و شوخ‌طبعی، از معشوق می‌خواهد که پیش از نزدیک شدن به او، لباس آغشته به چربی خود را درآورد تا در حین در آغوش کشیدن، مشکلی پیش نیاید.

در پسِ این ظاهرِ ساده و شوخ، شاعر با بهره‌گیری از بازی‌های زبانی و تضاد میان شورِ عاشقانه و واقعیت‌های مادی، فضایی صمیمی و خودمانی خلق کرده است که نشان‌دهنده سبک خاصِ درآمیختنِ طنز و تغزل است.

معنای روان

چون نزد رهی درآیی ای دلبر کش پیراهن چرب را تو از تن درکش

ای محبوبِ زیبا و دلفریب، هنگامی که قصد داری نزد من (رهی) بیایی، آن پیراهنِ چرب و آلوده را از تنت بیرون بیاور.

نکته ادبی: «رهی» تخلص شاعر است و «درکش» در اینجا به معنای بیرون آوردن و از تن خارج کردن است که با «در کش» در بیت بعد تفاوت معنایی دارد.

زیرا که چو گیرمت به شادی در کش در پیرهن چرب تو افتد آتش

زیرا زمانی که تو را با شور و شوق در آغوش می‌گیرم، ممکن است گرمای این آغوش یا اصطکاکِ حاصل از آن، باعث شود که پیراهنِ چربِ تو آتش بگیرد.

نکته ادبی: «در کش» در این بیت به معنای در آغوش کشیدن و به خود نزدیک کردن است که ایهام زیبایی با فعلِ «درکش» در بیت پیشین دارد.

آرایه‌های ادبی

جناس و ایهام در کش

شاعر از واژه «در کش» در معانی مختلف بهره برده است؛ در بیت اول به معنای «بیرون آوردن» و در بیت دوم به معنای «در آغوش گرفتن» که این تضاد معنایی باعث زیبایی کلام شده است.

اغراق در پیرهن چرب تو افتد آتش

شاعر با اغراقی هنرمندانه، شدتِ اشتیاق و حرارتِ آغوش خود را به اندازه‌ای توصیف کرده که می‌تواند پیراهنِ چرب را به آتش بکشد.