دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۱۵

سنایی
اندر طلبت هزار دل کرد هوس با عشق تو صد هزار جان باخت نفس
لیکن چو همی می نگرم از همه کس با نام تو پیوست جمال همه کس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق بی‌پایان شاعر در طلب معشوق است. در آغاز، شاعر از کثرت عاشقانی سخن می‌گوید که در راه رسیدن به این محبوب از جان خود گذشته‌اند و مشتاقانه در پی او بوده‌اند.

در ادامه، نگاه شاعر از کثرت‌گرایی به وحدت‌گرایی تغییر می‌یابد؛ به این معنا که زیباییِ تمامی موجودات را نه امری مستقل، بلکه پرتوی از جمال و نام محبوب حقیقی می‌بیند که در همه جا جاری و ساری است.

معنای روان

اندر طلبت هزار دل کرد هوس با عشق تو صد هزار جان باخت نفس

در راهِ جستجوی تو، دل‌های بی‌شماری دچار اشتیاق و بی‌قراری شده‌اند.

نکته ادبی: واژه «اندر» صورت کهن حرف اضافه «در» است. استفاده از عدد «هزار» نشان‌دهنده کثرت و اغراق در بیان اشتیاق است.

لیکن چو همی می نگرم از همه کس با نام تو پیوست جمال همه کس

در مسیرِ عشقِ تو، هزاران جان تسلیم شده و از نفس افتاده‌اند (به معنایِ ایثارِ جان در راهِ معشوق).

نکته ادبی: «باختنِ نفس» در اینجا کنایه از مرگِ عاشقانه و نثار کردنِ جان است.

آرایه‌های ادبی

اغراق (مبالغه) هزار دل، صد هزار جان

استفاده از اعداد بزرگ برای نشان دادن شدتِ کثرتِ عاشقان و عمقِ فداکاری آنان در راه عشق.

کنایه جان باخت نفس

کنایه از جان سپردن و فدا شدن در راه عشق.

مراعات نظیر و تمثیل نام تو / جمال

اشاره به جلوه‌گریِ معشوق در تمامیِ مظاهرِ عالم که با واژگانِ زیبایی و نام گره خورده است.