دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۱۰

سنایی
درد دلم از طبیب بیهوده مپرس رنج تنم از حریف آسوده مپرس
نالودهٔ پاک را از آلوده مپرس در بوده همی نگر ز نابوده مپرس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در فضای عرفانی و حکمی سروده شده‌اند و بر دو اصلِ بنیادین تأکید دارند: نخست، عدمِ جست‌وجوی معرفت و تسکینِ دردهای درونی نزدِ نااهلان و بی‌خبران؛ و دوم، تمرکز بر حقیقت و هستیِ اصیل و پرهیز از پرداختن به امورِ واهی و عدمی.

شاعر با زبانی صریح به مخاطب گوشزد می‌کند که برای یافتنِ پاسخِ دردهای جان و رنج‌های خویش، باید به سراغِ کسانی رفت که خود از جنسِ آن رنج و آگاهی باشند، نه کسانی که در غفلت و خوش‌گذرانی به سر می‌برند. همچنین، دعوت به نگریستن در حقیقتِ هستی، دعوتی است به بصیرتِ قلبی؛ چرا که اشتغالِ ذهن به امورِ خیالی و عدمی، انسان را از درکِ حقیقتِ وجود بازمی‌دارد.

معنای روان

درد دلم از طبیب بیهوده مپرس رنج تنم از حریف آسوده مپرس

درد و سوزِ درونیِ خود را از طبیبی که از عوالمِ روح بی‌خبر است، نپرس؛ زیرا او درکی از رنج‌های باطنی ندارد و پرسش از او کاری بیهوده است.

نکته ادبی: طبیب در متون عرفانی اغلب به کسی اشاره دارد که مدعیِ درمانِ روح است اما از باطن غافل مانده.

نالودهٔ پاک را از آلوده مپرس در بوده همی نگر ز نابوده مپرس

رنج‌ها و سختی‌های جسمانیِ خود را نیز با کسی که در آسودگیِ کامل و غفلت به سر می‌برد، در میان مگذار؛ چرا که کسی که درد را تجربه نکرده، توانِ همدلی با تو را ندارد.

نکته ادبی: حریف در اینجا به معنای هم‌نشین و هم‌صحبت است و آسوده به کسی اشاره دارد که از رنج‌های دنیا فارغ است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) پاک / آلوده

تقابلِ میان پاکی و ناپاکی برای نشان دادنِ لزومِ هم‌سوییِ ذاتِ پرسشگر با موضوعِ پرسش.

تضاد (طباق) بوده / نابوده

تقابلِ هستی و نیستی برای تأکید بر لزومِ تمرکز بر حقایقِ موجود به جای اتلافِ وقت در امورِ خیالی.

جناس نالوده / آلوده

تکرار واژگانی با ریشه مشترک که سببِ ایجادِ موسیقیِ کناری و تأکید بر تضادِ معنایی شده است.