دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۰۹

سنایی
ای در سر زلف تو صبا عنبر بیز وی نرگس شهلای تو بس شورانگیز
هر قطره که می چکد ز خون دل من در جام وفای تست کژدار و مریز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های لطیف، ابتدا زیبایی‌های ظاهری معشوق را که در گیسوی عطرافشان و چشمان خمار جلوه‌گر شده، می‌ستاید و فضای شعر را با عطر و شور عشق می‌آمیزد. سپس از رنج درونی و خون‌دل خوردن خویش سخن می‌گوید.

در بخش پایانی، عاشق با استعاره‌ای دردمندانه، حاصل عمر و درد خود را در جامی که نماد وفاداری معشوق است می‌بیند و از او می‌خواهد که با مراقبت و مدارا (کژدار و مریز)، این ثمره جان‌فشانی را نزد خود حفظ کند و اجازه ندهد که به آسانی تباه شود.

معنای روان

ای در سر زلف تو صبا عنبر بیز وی نرگس شهلای تو بس شورانگیز

ای محبوب، نسیم صبحگاه از میان گیسوان پریشان تو عطر عنبر می‌پراکند.

نکته ادبی: عنبر بیز: ترکیب وصفی به معنای عنبرفشان یا عطرافشان است که نشان‌دهنده خوش‌بویی گیسوی معشوق است.

هر قطره که می چکد ز خون دل من در جام وفای تست کژدار و مریز

و ای که چشمان سیاه و خمار تو، بسیار فتنه‌انگیز و برانگیزاننده احساسات است.

نکته ادبی: نرگس شهلا: استعاره‌ای از چشمان سیاه و درشت و خمار معشوق است که در ادبیات کلاسیک برای توصیف زیبایی چشم به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

استعاره نرگس

اشاره به چشمان معشوق که به دلیل شباهت به گل نرگس در سیاهی و خمار بودن به کار رفته است.

اضافه تشبیهی جام وفا

وفاداری معشوق به جامی تشبیه شده که می‌تواند در خود قطرات خون دل عاشق را جای دهد.

اصطلاح و کنایه کژدار و مریز

کنایه از رفتار با احتیاط و مدارا کردن برای جلوگیری از آسیب یا از دست دادن چیزی ارزشمند.