دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۰۸

سنایی
بر چرخ نهاده پای بستیم هنوز قارون شدگان تنگدستیم هنوز
صوفی شدهٔ بادهٔ صافیم هنوز دوری در ده که نیم مستیم هنوز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتابی از حیرت و سرگشتگی انسان در کشاکشِ رسیدن به کمال و آرامش است. شاعر با نگاهی منتقدانه و طنزآمیز، تضاد میان بلندپروازی‌های دنیوی انسان و تهی‌دستیِ باطنی او را به تصویر می‌کشد. گویی آدمی همواره در آستانه‌ی شدن است و با وجود تلاش‌های بسیار، همچنان خود را ناکام و در جستجوی گم‌شده‌ای می‌بیند که به آن دست نیافته است.

درونمایه اصلی اثر، شرحِ حالِ دردمندانه و در عین حال واقع‌گرایانه‌ی انسانی است که میانِ تظاهر به زهد و کششِ به لذت‌های هستی گرفتار شده است. این ابیات، روایتِ انسانِ «در میانه مانده» است؛ کسی که نه به اوجِ رستگاری رسیده و نه کاملاً از راه بازمانده، بلکه در حالتی از انتظار و تشنگیِ بی‌پایان باقی مانده است.

معنای روان

بر چرخ نهاده پای بستیم هنوز قارون شدگان تنگدستیم هنوز

ما تمام همت و نیروی خود را به کار بستیم تا بر گردون و فلک چیره شویم و به مدارج عالی دست یابیم، اما با وجود این‌همه کوشش، همچنان بی‌بهره مانده‌ایم.

نکته ادبی: چرخ در اینجا نماد تقدیر و آسمان است. پای بر چرخ نهادن کنایه از بلندپروازی و تلاش برای تسلط بر سرنوشت است.

صوفی شدهٔ بادهٔ صافیم هنوز دوری در ده که نیم مستیم هنوز

حتی اگر به ثروتی عظیم و افسانه‌ای همچون قارون دست پیدا کنیم، باز هم در عمق وجودمان احساس فقر و تهی‌دستی می‌کنیم و روحمان آرام نمی‌گیرد.

نکته ادبی: قارون تلمیحی به شخصیتی اساطیری-تاریخی است که نماد ثروت بی‌حساب و فرجامِ ناخوشایندِ مال‌اندوزی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح قارون

اشاره به داستان قارون برای تأکید بر بی‌ارزش بودن ثروت دنیوی در برابر نیازهای روحی.

تناقض (پارادوکس) قارون شدگان تنگدستیم

تضاد میان داشتن ثروت قارونی و فقر درونی که نشان‌دهنده بن‌بست انسان در مادی‌گرایی است.

استعاره باده‌ی صاف

اشاره به معرفت و حقیقت که عارف در پی آن است، اما در اینجا با نگاهی کنایه‌آمیز به کار رفته است.

کنایه بر چرخ نهاده پای

کنایه از تلاش بی‌پایان و بلندپروازی برای دستیابی به جایگاهی رفیع در هستی.