دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۰۳

سنایی
خواهی که ترا روی دهد صرف نیاز دستار نماز در خرابات بباز
مستی کن و بر نهاد هر مست بناز مر مستان را چه جای روزه ست و نماز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از بن‌مایه‌های مکتب عرفان قلندری و ملامتی، انسان را به گسستن از ظواهر فریبنده و ریاکارانه دینی فرا می‌خواند. شاعر با استفاده از نمادهای کلاسیک عرفانی همچون خرابات و مستی، تأکید می‌کند که رسیدن به حقیقتِ بندگی و «نیازِ» خالصانه در برابر معبود، در گروِ دست کشیدن از غرورِ علمی و تظاهر به زهد است.

در نگاه این اشعار، وقتی سالک در دریای عشق الهی غرق شود و به مقام فنا برسد، مناسکِ صوری و تکلیف‌های خشکِ شرعی جایگاه اصلی خود را به حضوری عاشقانه، بی‌واسطه و قلبی می‌دهند؛ از این‌رو، «مستیِ» معرفت‌بخش بر «نمازِ» توأم با ریا، برتری می‌یابد.

معنای روان

خواهی که ترا روی دهد صرف نیاز دستار نماز در خرابات بباز

اگر خواهان آن هستی که حقیقتِ نیاز و استیصالِ عاشقانه در برابر خالق به تو روی آورد، باید دستار و نمادهای زهد و عبادتِ ظاهری‌ات را در خرابات (که در اینجا جایگاه شکستنِ بت‌های خودپرستی و رهایی از بندِ ریا است) از سر نهی و از آن دست بشویی.

نکته ادبی: ترکیب «دستار نماز» استعاره از اعتبار و آبروی ظاهری نزد مردم است که در اینجا با «خرابات» (نماد رهایی از قید و بندهای مرسوم) تقابل معنایی دارد.

مستی کن و بر نهاد هر مست بناز مر مستان را چه جای روزه ست و نماز

به مستیِ عشقِ حق روی بیاور و به مرام و منشِ عارفانی که از خود بی‌خود شده‌اند، ببال و افتخار کن. برای کسانی که به حقیقتِ وصل دست یافته‌اند، عباداتِ صوری و تکلیف‌های شرعیِ معمول، دیگر مانندِ سابق نیست، چرا که آنان از ظاهرِ مناسک به عمق و حقیقتِ آن عبور کرده‌اند.

نکته ادبی: واژه «مستی» در ادبیات عرفانی به معنای بی‌خودی و زوالِ عقلِ جزئی‌نگر در برابرِ جلوه حق است و «مر» در ابتدای مصرع دوم، حرفی است برای تأکید و اختصاص.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) دستار نماز در خرابات

جمع بستنِ مفهومِ تقدس (نماز) با مکانِ عصیان و بی‌پروایی (خرابات) برای نشان دادن لزومِ رها کردنِ ریاکاری.

استعاره مستی

نمادی از بیخودی و رهایی از قیودِ عقل و تکلف در راهِ رسیدن به عشق الهی.

تضاد روزه و نماز در برابر مستی

تقابل میان مناسکِ ظاهری و تجربه باطنی برای تأکید بر برتریِ حالِ قلبی بر آدابِ ظاهری.