دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷

سنایی
بازی بنگر عشق چه کردست آغاز می ناز ازین حدیث و خود را بنواز
بر درگه این و آن چه گردی به مجاز ساز ره عشق کن برو با او ساز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی دعوت‌کننده، مخاطب را به سوی حقیقتِ هستی‌بخشِ عشق فرامی‌خواند و او را از وابستگی به امورِ دنیوی و سطحی برحذر می‌دارد. شاعر در این قطعه، عشق را یک بازیِ بزرگ و شکوهمند توصیف می‌کند که درکِ آن مایه افتخار و تسلای جان است.

درونمایه اصلی شعر، عبور از ظاهر‌پرستی و رسیدن به حقیقتِ باطنی است. مخاطب تشویق می‌شود که از جستجوی بیهوده در نزدِ دیگران دست بشوید و با تکیه بر سازگاری و توافق با معشوقِ حقیقی، راهِ درستِ زندگی را بیابد.

معنای روان

بازی بنگر عشق چه کردست آغاز می ناز ازین حدیث و خود را بنواز

شگفتیِ بازی عشق را تماشا کن که چگونه آغاز شده است؛ به این داستانِ زیبا ببال و جانِ خود را با یادِ آن گرامی بدار و نوازش کن.

نکته ادبی: «بنواز» از مصدر نواختن، در اینجا به معنای تیمار کردن و مهربانی کردن با خویشتن است.

بر درگه این و آن چه گردی به مجاز ساز ره عشق کن برو با او ساز

چرا به شکلِ صوری و بی‌حقیقت، بر دَرِ خانه این و آن سرگردانی؟ خود را برای پیمودنِ راهِ عشق مهیا کن و با معشوقِ حقیقی سازگار باش.

نکته ادبی: واژه «ساز» در این بیت ایهام دارد: یک بار به معنای توشه و ابزار سفر (سازِ ره)، و بار دیگر به معنای توافق و همدلی (با او ساز).

آرایه‌های ادبی

ایهام ساز

این واژه در مصراع دوم هم به معنای «ابزار و توشه سفر» است و هم به معنای «هماهنگ شدن و توافق کردن».

استعاره درگه این و آن

اشاره به دلبستگی به امور دنیوی و غیرخدایی است که در برابرِ سرایِ عشق، بی‌ارزش و بی‌پایه تصویر شده است.

پرسش انکاری چه گردی به مجاز

شاعر با طرح این پرسش، خواننده را به بی‌فایده بودنِ گداییِ عاطفه از غیرِ معشوقِ حقیقی متوجه می‌کند.