دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵

سنایی
ای روی تو رخشنده تر از قبلهٔ گبر وی چشم من از فراق گرینده چو ابر
من دست ز آستین برون کرده ز عشق تو پای به دامن اندر آورده به صبر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، تقابل عمیق میان شور و اشتیاق بی‌پایان عاشق و خویشتنداری و صبوری معشوق را به تصویر می‌کشد. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های دقیق و متضاد، فضای حزن‌آلود هجران را در کنار درخشش خیره‌کننده زیباییِ معشوق قرار می‌دهد تا عمقِ بی‌قراری خود را در برابر سکون و آرامشِ معشوق نمایان سازد.

درونمایه اصلی شعر، بیان تضاد رفتاری میان عاشق و معشوق است؛ جایی که عاشق در آتش عشق می‌سوزد و با بی‌پروایی تمام آن را فریاد می‌زند، اما معشوق با سردی و صبوری از آن دوری می‌گزیند.

معنای روان

ای روی تو رخشنده تر از قبلهٔ گبر وی چشم من از فراق گرینده چو ابر

ای کسی که چهره‌ات از آتش مقدس زرتشتیان درخشان‌تر است، چشمان من نیز به خاطر دوری از تو، مانند ابرهای باران‌زا مدام می‌گریند.

نکته ادبی: واژه «گبر» در متون کلاسیک فارسی به معنای پیروان آیین زرتشت است که به تقدس و درخشش آتش در پرستشگاه‌هایشان معروف بودند. این تشبیه برای بیانِ کمالِ زیبایی و درخشش صورت معشوق به کار رفته است.

من دست ز آستین برون کرده ز عشق تو پای به دامن اندر آورده به صبر

من در مسیر عشق، بی‌محابا دست از دامن خویشتن‌داری کشیده‌ام و بی‌قراری می‌کنم، در حالی که تو با صبوری و طمأنینه، خود را از معرکه عشق کنار کشیده‌ای و گامی به پیش نمی‌نهی.

نکته ادبی: «دست از آستین برون کردن» کنایه از بی‌پروا شدن و بروز دادنِ عیانِ بی‌تابی است، و «پای در دامن کشیدن» کنایه از پرهیز، آرامش، کناره‌گیری و حفظ خویشتنداری است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه رخشنده تر از قبلهٔ گبر / گرینده چو ابر

تشبیه چهره معشوق به آتش زرتشتیان برای نمایش درخشش، و تشبیه چشمان عاشق به ابر برای بیان شدت گریه و اندوه.

تضاد و مراعات نظیر دست از آستین برون کردن / پای به دامن کشیدن

تقابل میان بی‌قراری و بروزِ عشق (دست) در مقابلِ خویشتنداری و انزوا (پای در دامن) که تضاد میان دو شخصیت را برجسته می‌کند.

مبالغه گرینده چو ابر

بزرگ‌نمایی در شدت گریه برای بیان عمق فراق و درد دوری.