دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴

سنایی
ای گشته چو ماه و همچو خورشید سمر خوی مه و خورشید مدار اندر سر
چون ماه به روزن کسان در منگر ناخوانده چو خورشید میا ای دلبر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شوریدگی و در عین حال گلایه‌ی عاشق از معشوقی است که به دلیل زیبایی کمال‌یافته‌اش، همچون اجرام آسمانی (ماه و خورشید) رفتاری دور از دسترس و گاه متکبرانه دارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که از صفات آسمانیِ فاصله و بی‌اعتنایی دست بشوید و به جایِ نگاه‌های گذرا و ورودهایِ سرزده، رفتاری زمینی، انسانی و گرم در پیش گیرد.

درونمایه‌ی اصلی این قطعه، دعوت به فروتنی و صمیمیت است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های نجومی، معشوق را از خویِ آسمانی که نشان از سردی و دوری است، برحذر می‌دارد و او را به حریمِ همدلی و رعایتِ آدابِ عاشقی فرا می‌خواند.

معنای روان

ای گشته چو ماه و همچو خورشید سمر خوی مه و خورشید مدار اندر سر

ای کسی که زیبایی‌ات همانند ماه و خورشید شهره‌ی آفاق گشته است، تو صفات و خویِ این دو جرم آسمانی را که دوری و سردی است، در سر نپروران و به خود راه مده.

نکته ادبی: واژه سمر به معنای شهرت و داستان است. فعل مدار در اینجا به معنای به دل راه مده یا در ذهن نپروران به کار رفته است.

چون ماه به روزن کسان در منگر ناخوانده چو خورشید میا ای دلبر

مانند ماه، بی‌ملاحظه به پنجره و خانه‌ی دیگران نگاه نکن و همانند خورشید، بدون دعوت و سرزده وارد حریم دلِ عاشق نشو، ای دلبر من.

نکته ادبی: روزن به معنای پنجره است. در اینجا روزن کسان استعاره از ورود به حریم خصوصی یا سرک کشیدن به زندگی دیگران است که شاعر آن را بر نمی‌تابد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو ماه و همچو خورشید

شاعر زیبایی معشوق را به ماه و خورشید تشبیه کرده است تا عظمت و درخشندگی او را نشان دهد.

مراعات نظیر ماه، خورشید، روزن

واژگانی که در یک حوزه‌ی معنایی (فلکی و عناصر خانه) قرار دارند و به غنای تصویرسازی کمک کرده‌اند.

کنایه خوی مه و خورشید مدار

کنایه از دوری گزیدن، بی‌اعتنایی و رفتارهای سرد و متکبرانه.