دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳

سنایی
بخت و دل من ز من برآورد دمار چون یار چنان دید ز من شد بیزار
زین نادره تر چه ماند در عالم کار زانسان بختی، چنین دلی، چونان یار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی اندوهِ عمیق و حیرتِ شاعر از درهم‌تنیدگیِ عواملی است که دست‌به‌دست هم داده‌اند تا شرایطی بغرنج و جان‌کاه برای عاشق رقم بزنند. در این فضا، بختِ سیاه، دلی که بر خلاف میلِ صاحبش رفتار می‌کند و معشوقی که به جای همدلی، بیزاری می‌جوید، تصویری از بن‌بستِ روحی و تنهاییِ عمیق را ترسیم می‌کند.

شاعر با نگاهی پرسشگرانه و شگفت‌زده، به این تلاقیِ شوم می‌نگرد و گویی در پیِ یافتنِ پاسخی برای این بی‌عدالتیِ روزگار است که چگونه ممکن است در یک زمان، همه اسبابِ رنجِ انسان فراهم شود و دستِ تقدیر به گونه‌ای بازی کند که راهی جز ناامیدی باقی نماند.

معنای روان

بخت و دل من ز من برآورد دمار چون یار چنان دید ز من شد بیزار

سرنوشتِ نامساعد و دلِ عاشقِ من، هردو بر ضدِ من متحد شده و مرا به هلاکت انداختند؛ وقتی که معشوق این اوضاعِ نابسامان و پریشانیِ مرا مشاهده کرد، به‌جایِ دلجویی، از من دوری گزید و بیزار شد.

نکته ادبی: عبارت «برآوردن دمار» کنایه‌ای کهن برای نشان دادن نابودیِ کامل و از پای درآوردن است. همچنین کلمه «یار» در اینجا مظهرِ معشوقی است که به جایِ شفقت، بی‌اعتنایی پیشه کرده است.

زین نادره تر چه ماند در عالم کار زانسان بختی، چنین دلی، چونان یار

در این جهانِ پهناور، چه ماجرایِ شگفت‌انگیزتر و عجیبی از این باقی مانده است که کسی هم‌زمان گرفتارِ چنین بختِ سیاهی باشد، دلی چنین بی‌قرار و ناآرام داشته باشد و نصیبش معشوقی این‌چنین بی‌مهر باشد.

نکته ادبی: «نادره» به معنای نادر، شگفت و عجیب است و «کار» در اینجا به معنیِ واقعه یا ماجراست. تکرارِ کلماتِ اشاره (چنین، چنان، زانسان) در این بیت برای تأکید بر بی‌پناهی و حیرتِ شاعر به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه برآوردن دمار

به معنای از پای درآوردن و نابود کردن است که برای نشان دادن شدتِ آسیبِ وارد شده توسط بخت و دل به کار رفته است.

استفهام انکاری زین نادره تر چه ماند در عالم کار

شاعر با پرسشی که پاسخ آن منفی است، به بی‌نظیر بودنِ مصیبتِ خود در عالم اشاره می‌کند تا عمقِ دردش را نشان دهد.

تکرار و موازنه زانسان بختی، چنین دلی، چونان یار

استفاده از سه ترکیبِ هم‌ساختار برای نشان دادنِ سه ضلعِ مثلثِ بدبختیِ شاعر که شاملِ بخت، دل و معشوق است.