دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۹۲

سنایی
نه چرخ به کام ما بگردد یک بار نه دارد یار کار ما را تیمار
نه نیز دلم را بر من هست قرار احسنت ای دل، زه ای فلک، نیک ای یار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر در فضایی آکنده از ناامیدی و بی‌پناهی، از ناسازگاری عالم و بی‌مهری یار شکوه می‌کند. او گویی در حصاری از تنهایی گرفتار آمده که در آن، نه گردش روزگار با مراد اوست و نه قلبِ بی‌قرارش دمی آرام می‌گیرد.

در پایان، شاعر با لحنی کنایه‌آمیز و طنزآلود، وضعیتِ اسفناک خود را ستایش می‌کند که نشان‌دهنده‌ی اوج استیصال و بی‌چارگی اوست؛ گویی تنها راهِ تحملِ این همه بی‌مهری، دست شستن از گلایه و به سخره گرفتنِ تقدیرِ خویش است.

معنای روان

نه چرخ به کام ما بگردد یک بار نه دارد یار کار ما را تیمار

تقدیر و روزگار حتی یک‌بار هم مطابق میل و خواسته‌ی من حرکت نمی‌کند و محبوب نیز هیچ توجه و دلسوزی‌ای نسبت به وضعیتِ من ندارد.

نکته ادبی: چرخ در ادبیات کهن نماد آسمانِ گردون و سرنوشت است و تیمار به معنای مراقبت، غمخواری و رسیدگی است.

نه نیز دلم را بر من هست قرار احسنت ای دل، زه ای فلک، نیک ای یار

علاوه بر این‌ها، قلب من نیز آرام و قرار ندارد. آفرین بر این دلِ بی‌تاب، دست‌مریزاد به این روزگارِ ستمگر و چه خوب است این یارِ بی‌وفا که همگی در رنج‌دادنِ من همدست شده‌اند.

نکته ادبی: استفاده از احسنت، زه و نیک در این سیاق، نوعی کنایه و طنز تلخ است که برای بیان شدتِ رنج و ناامیدی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

طنز تلخ (کنایه) احسنت ای دل، زه ای فلک، نیک ای یار

استفاده از عبارات تحسین‌آمیز برای سرزنشِ وضعیت موجود و ابراز بیزاری.

نمادپردازی چرخ

نمادی از گردش روزگار، تقدیر و فلک.

تکرار (تکرار نفی) نه... نه... نه

استفاده از کلمه نفی در ابتدای جملات برای تأکید بر حصر و قطعیتِ ناامیدی شاعر.