دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱

سنایی
از غایت بی تکلفی ما در هر کار دیوانه و مستمان همی خواند یار
گفتیم تو خوش باش که ما ای دلدار دیوانهٔ عاقلیم و مست هشیار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، بیانگرِ احوالِ رندان و شیفتگانِ طریقِ عشق است که از بندِ تظاهر و ریا رهیده‌اند. شاعر با زبانی صریح تبیین می‌کند که چگونه سادگی و بی‌آلایشیِ او در رفتار و گفتار، از نگاهِ دیگران همچون دیوانگی یا مستی جلوه می‌کند.

شاعر در پاسخ به این داوری، با نوعی طنزِ عارفانه و تضادِ کلامی، حقیقتِ حالِ خویش را فاش می‌سازد. او تأکید دارد که این «دیوانگی» در واقع عینِ خردمندی و این «مستی»، همان آگاهیِ حقیقی است که فراتر از ادراکاتِ معمولِ مردمِ ظاهربین قرار دارد.

معنای روان

از غایت بی تکلفی ما در هر کار دیوانه و مستمان همی خواند یار

به دلیلِ اوجِ سادگی و بی‌آلایشیِ ما در تمامی امور، معشوق ما را فردی دیوانه و مست خطاب می‌کند.

نکته ادبی: «بی‌تکلفی» به معنای دوری از تصنع و ریاکاری است. «همی خواند» در اینجا فعلی است به معنایِ «می‌نامد» که دلالت بر استمرارِ این پندارِ یار دارد.

گفتیم تو خوش باش که ما ای دلدار دیوانهٔ عاقلیم و مست هشیار

ما در پاسخ به او گفتیم: ای دلدار، تو آسوده‌خاطر باش که اگر ما را دیوانه و مست می‌بینی، باید بدانی که ما دیوانگانی هستیم که حقیقتِ عقل را یافته‌ایم و مستانی هستیم که در عینِ بی‌خودی، کاملاً هوشیار و بیداریم.

نکته ادبی: استفاده از تضاد در عباراتِ «دیوانهٔ عاقل» و «مستِ هشیار»، نشان‌دهندهٔ وضعیتِ پارادوکسیکالِ عارفان است که ظاهری غیرمعمول اما باطنی فرزانه دارند.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) دیوانهٔ عاقلیم و مست هشیار

جمع میان دو صفتِ متضاد برای نشان دادنِ این حقیقت که خردمندیِ عارفان، فراتر از عقلِ منطقیِ عامه است.

تضاد دیوانه و عاقل

تقابل میان ظاهرِ حالِ عاشق (دیوانگی) و حقیقتِ باطنِ او (عقل) که برای تأکید بر عمقِ معنا به کار رفته است.