دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸

سنایی
گویی که من از بلعجبی دارم عار سیب از چه نهی میان یکدانهٔ نار
این بلعجبی نباشد ای زیبا یار کاندر دهن مور نهی مهرهٔ مار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب یک گفت‌وگوی کوتاه و طنازانه، به موضوع تفاوت میان ارزش‌ها و جایگاه پدیده‌ها در جهان می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل، پرسشی را درباره‌ی یک همنشینیِ به ظاهر ناموزون مطرح می‌کند و در پاسخ، آن را نه یک امر عجیب، بلکه نشانه‌ای از حکمتِ در پسِ پرده یا شاید کنایه‌ای از ناسازگاریِ امور می‌داند.

فضای حاکم بر این شعر، فضایی فکری و مبتنی بر استدلالِ هنری است که در آن، جایگاه اشیاء و تفاوت ارزش‌های ذاتیِ آن‌ها (سیب در برابر انار، مهره مار در دهان مور) به چالش کشیده می‌شود. شاعر با زبانی صریح به مخاطب یادآور می‌شود که آنچه در نگاه نخست شگفت‌انگیز می‌نماید، ممکن است بخشی از یک حقیقت بزرگ‌تر باشد.

معنای روان

گویی که من از بلعجبی دارم عار سیب از چه نهی میان یکدانهٔ نار

طوری سخن می‌گویی که انگار من از این اتفاق عجیب و غیرعادی احساس شرم و سرافکندگی می‌کنم.

نکته ادبی: بلعجبی به معنای شگفتی و امر عجیب است و عار در اینجا به معنای ننگ و شرمساری به کار رفته است.

این بلعجبی نباشد ای زیبا یار کاندر دهن مور نهی مهرهٔ مار

مگر تو خودت سیب را در میان یک دانه انار قرار نداده‌ای که حالا تعجب می‌کنی؟ (چرا به کار خودت خرده نمی‌گیری؟)

نکته ادبی: نار در اینجا استعاره از انار است و هم‌نشینی سیب و انار کنایه از کنار هم قرار دادن دو شیء نامتجانس است.

آرایه‌های ادبی

پرسش انکاری سیب از چه نهی میان یکدانهٔ نار

پرسشی که هدفش نه دانستن، بلکه سرزنش یا به چالش کشیدن مخاطب است.

تمثیل کاندر دهن مور نهی مهرهٔ مار

استفاده از یک تصویر دور از ذهن برای تبیینِ یک مفهوم فلسفی یا منطقی درباره تضاد و تناسب.

تضاد و تناسب سیب و انار / مهره مار و مور

تقابل میان پدیده‌های کوچک و بزرگ یا ارزشمند و معمولی برای برجسته کردنِ مفهومِ غیرمنتظره بودن.