دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷

سنایی
یک ذره نسیم خاک پایت بوزید زو گشت درین جهان همه حسن پدید
هر کس که از آن حسن یکی ذره بدید بفروخت دل و دیده و مهر تو خرید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش منشأ زیبایی در جهان سروده شده‌اند و بیانگر این حقیقت هستند که تمام جلوه‌های جمال در عالم هستی، بازتابی از یک پرتو کوچک از وجود محبوب حقیقی است.

شاعر در فضایی عرفانی، از این نکته پرده برمی‌دارد که زیباییِ معشوق، به مثابه خورشیدی است که ذرات آن جهان را روشن کرده است و هر کس این زیبایی را درک کند، مشتاقانه از تعلقات مادی دست شسته و تنها به محبت معشوق روی می‌آورد.

معنای روان

یک ذره نسیم خاک پایت بوزید زو گشت درین جهان همه حسن پدید

اندکی از نسیمی که از غبارِ راهِ تو برخاست، در جهان وزید و به برکت آن، تمام زیبایی‌های عالم هستی آشکار گردید.

نکته ادبی: واژه ذره استعاره از کمترین مقدار ممکن؛ خاک پا کنایه از تواضع و نزدیکی به ساحتِ معشوق است و اشاره به خاستگاهِ جمالِ مطلق دارد.

هر کس که از آن حسن یکی ذره بدید بفروخت دل و دیده و مهر تو خرید

هر فردی که ذره‌ای از این زیباییِ مطلق را مشاهده کرد، از علایق و دلبستگی‌های دنیوی چشم پوشید و به جای آن، محبت تو را در وجود خویش برگزید.

نکته ادبی: دل و دیده فروختن کنایه از ایثار و گذشتن از تمام دارایی‌های معنوی و مادی در راه عشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خاک پا

اشاره به منشأ و خاستگاه زیبایی که غبار پای محبوب، سرچشمه‌ خلقِ جمال در هستی است.

اغراق همه حسن پدید

شاعر با مبالغه‌ای هنری، تمام زیبایی‌های جهان را تنها ناشی از یک ذره نسیمِ برخاسته از پای معشوق می‌داند.

کنایه دل و دیده فروختن

کنایه از ترک علایق دنیوی و از دست دادنِ هوش و حواس در برابر جلوه محبوب.