دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵

سنایی
ای دیدن تو راحت جانم جاوید شب ماه منی و روز روشن خورشید
روزی که نباشدم به دیدارت امید آن روز سیاه باد و آن دیده سپید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شدتِ دلبستگی و نیازِ عاشق به معشوق است؛ چنان‌که دیدارِ او را تنها مایه آرامش و روشناییِ زندگی می‌داند. در این فضا، معشوق به عنوان محورِ هستی و دلیلِ تداومِ حیات به تصویر کشیده شده است که در تاریکی و روشناییِ عمرِ عاشق، همچون ماه و خورشید، پرتو‌افشانی می‌کند.

در بخش دوم، شاعر با بیانی سوگوارانه، دوری از یار را به منزله‌ی نابودی و تیرگیِ ابدی ترسیم می‌کند. نبودِ امید به دیدارِ معشوق، به چنان اندوهی تعبیر شده است که می‌تواند زندگی را برای عاشقِ دل‌سوخته به شبی تاریک و دیدگانش را به سفیدیِ کوری مبدل سازد.

معنای روان

ای دیدن تو راحت جانم جاوید شب ماه منی و روز روشن خورشید

دیدارِ تو برای جانِ من آرامشی همیشگی و پایدار است. تو در شب‌های تاریکِ من همچون ماه می‌تابی و در روزهای روشن، وجودِ تو مانند خورشید مایه‌ی درخششِ زندگیِ من است.

نکته ادبی: واژه «جاوید» در اینجا صفت برای «راحت» است به معنای ابدی و پایدار. تقابل میان «شب» و «روز» با «ماه» و «خورشید» نشان‌دهنده‌ی همراهیِ دائمیِ معشوق در تمام لحظات زندگی عاشق است.

روزی که نباشدم به دیدارت امید آن روز سیاه باد و آن دیده سپید

روزی که در آن امیدِ دیدنِ تو را نداشته باشم، آن روز برایم تیره‌وتار و شوم باشد و چشمم از فرطِ اندوه و انتظار، نابینا (سپید) گردد.

نکته ادبی: «دیده سپید» کنایه‌ای کهن از نابینایی و کوری بر اثرِ اندوهِ فراوان است. عبارت «آن روز سیاه باد» نیز نفرینی است برای روزی که بدون امیدِ دیدارِ یار بگذرد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه ماه و خورشید

تشبیه معشوق به ماه در شب و خورشید در روز برای نمایشِ روشنی‌بخش بودنِ حضورِ او در تمامی لحظاتِ زندگی.

کنایه دیده سپید

کنایه از نابینایی و کوری که به دلیلِ گریستنِ بسیار در فراق و غمِ دوری حاصل می‌شود.

تضاد (طباق) شب/روز، سیاه/سپید

بهره‌گیری از تقابل‌های واژگانی برای برجسته‌سازیِ تفاوتِ حالاتِ عاشق در صورتِ وصال و فراق.