دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳

سنایی
دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید وان سیب در آن رهگذر جان تو دید
نی سیب در آن حقهٔ مرجان تو دید کاندر دل تنگ خود زنخدان تو دید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه، لحظه حیرت و اشتیاق عاشق در رویارویی با سیمای دل‌انگیز معشوق را به تصویر می‌کشد. زیبایی معشوق چنان در چشم و جان عاشق می‌نشیند که او میان دیدن حقیقت چهره معشوق و بازتاب آن در دلِ پرآشوب خود سرگردان می‌شود.

در واقع شاعر می‌کوشد تا با استفاده از استعاراتی همچون لاله، سیب و مرجان، فضایی سرشار از طراوت و رنگ‌وبو ایجاد کند تا شکوه و جمال یار را فراتر از توصیفات عادی بنمایاند و نشان دهد که چگونه دیدار یار، تمام هستی عاشق را درگیر می‌سازد.

معنای روان

دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید وان سیب در آن رهگذر جان تو دید

روز گذشته، عاشقِ سرگشته‌ات وقتی چهرهٔ خندان و سرخ‌فام تو را که همچون لاله می‌درخشید دید و زیبایی سیب‌گونِ صورتت را در مسیرِ نگاهش لمس کرد، مبهوت شد.

نکته ادبی: واژه «دی» به معنای دیروز و گذشته است. «لاله خندان» استعاره از چهره‌ای سرخ و شاداب است و «سیب» در ادبیات کلاسیک غالباً کنایه از چانه یا گونه‌ای برجسته و خوش‌رنگ است.

نی سیب در آن حقهٔ مرجان تو دید کاندر دل تنگ خود زنخدان تو دید

اصلاً بگویم که او تنها سیبی در آن دهان مرجانی‌رنگت ندید، بلکه او گودیِ چانهٔ تو را دید که در عمقِ دلِ تنگ و بی‌قرار خودش نیز بازتاب یافته بود.

نکته ادبی: «حقه مرجان» استعاره‌ای فاخر برای دهان معشوق است که دندان‌های مرواریدین در میان لب‌های سرخ قرار دارد. «زنخدان» به معنای چانه و گودی آن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره لاله

تشبیه چهره خندان معشوق به گل لاله به دلیل سرخی و زیبایی آن.

استعاره حقه مرجان

تشبیه دهان معشوق به جعبه‌ای کوچک و گران‌بها که از مرجان ساخته شده و دندان‌ها و لب‌های زیبا را در خود دارد.

استعاره سیب

اشاره به چانه یا گونه معشوق که به دلیل برجستگی و رنگ و لعاب به سیب تشبیه شده است.