دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲

سنایی
آن عنبر نیم تاب در هم نگرید آن نرگس پر خمار خرم نگرید
روز من مستمند پر غم نگرید هان تا نرسد چشم بدی کم نگرید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضایی غنایی و عاشقانه، به ستایشِ زیبایی‌های ظاهری معشوق می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از تشبیهات طبیعت‌گرایانه، تصویرِ گیسوانِ پرپیچ و خم و چشمانِ خمار و زیبایِ یار را ترسیم کرده و آن را در تقابل با حالِ نزار و اندوهگینِ خویش قرار می‌دهد.

در لایه‌ای دیگر، شاعر با نوعی دلسوزی و نگرانیِ عاشقانه، مخاطب را از گزندِ «چشمِ زخم» یا نگاه‌هایِ حسودانه برحذر می‌دارد؛ گویی کمالِ زیباییِ معشوق، چنان خیره‌کننده است که ممکن است موردِ آسیبِ نگاه‌هایِ بدخواهانه قرار گیرد.

معنای روان

آن عنبر نیم تاب در هم نگرید آن نرگس پر خمار خرم نگرید

به آن گیسوانِ پیچ‌درپیچ و تیره‌رنگ که همچون عنبر معطر و درهم‌تنیده است، با دقت نگاه کنید.

نکته ادبی: واژه «عنبر» استعاره از مویِ معشوق است و «نیم‌تاب» صفتِ مویی است که اندکی تاب‌خورده و مجعد است.

روز من مستمند پر غم نگرید هان تا نرسد چشم بدی کم نگرید

به آن چشمانِ خمار و پُر از نازِ او که همچون گلِ نرگس، تازه، درخشان و باطراوت است، بنگرید.

نکته ادبی: «نرگس» در ادبیات کلاسیک استعاره از چشم است و «خمار» به معنای مستی و خواب‌آلودگیِ ناشی از ناز و دلبری است.

آرایه‌های ادبی

استعاره عنبر

استفاده از ماده‌ای خوشبو و سیاه به عنوانِ نماد و استعاره برای مویِ معشوق.

استعاره نرگس

تشبیه و استعاره‌سازی از گل نرگس برای توصیفِ چشمانِ خمار و زیبا.

کنایه چشم بد

اشاره به باورِ عامیانه مبنی بر آسیب‌رسان بودنِ نگاه‌هایِ غیردوستانه و حسودانه.