دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱

سنایی
آن باید آن که مرد عاشق آید تا عشق هنرهای خودش بنماید
شاهنشه عشق روی اگر بنماید با او همه غوغای جهان برناید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این ابیات، تجلی قدرت عشق و ضرورت وجود ظرفیتِ درونی برای درک حقایق عرفانی است. شاعر بیان می‌دارد که عشقِ حقیقی، تنها در جانِ آماده و عاشقِ راستین مجال ظهور می‌یابد و تمامی کمالات و هنرهای خویش را عرضه می‌کند.

همچنین بر این نکته تأکید دارد که وقتی جمالِ معشوق ازلی (شاهنشه عشق) آشکار شود، هیاهو، وابستگی‌ها و بازی‌های فریبنده دنیای مادی در برابر آن عظمت، رنگ می‌بازد و از اهمیت ساقط می‌شود.

معنای روان

آن باید آن که مرد عاشق آید تا عشق هنرهای خودش بنماید

باید کسی پا به میدان بگذارد که حقیقتاً عاشق باشد تا عشق بتواند ویژگی‌ها، ظرافت‌ها و کمالات پنهان خود را در وجود او به نمایش بگذارد.

نکته ادبی: تکرار واژه "آن" در مصراع اول بر ضرورتِ وجودِ یک واسطه و یا جانِ لایق تأکید دارد که ظرفِ ظهورِ کمالاتِ عشق است.

شاهنشه عشق روی اگر بنماید با او همه غوغای جهان برناید

اگر پادشاهِ عالمِ عشق، جلوه‌گری کند و رخ بنماید، دیگر هیچ‌کدام از هیاهوها، آشوب‌ها و دلبستگی‌های این جهان، ارزشی نخواهند داشت و در برابر آن جلوه، تاب مقاومت نخواهند آورد.

نکته ادبی: واژه "شاهنشه" استعاره‌ای از معشوق ازلی است و "برناید" در اینجا به معنای عدمِ تاب‌آوری و زوالِ هیاهوی جهان در برابر عظمت اوست.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاهنشه عشق

عشق به پادشاهی بزرگ تشبیه شده که حاکم بر جان عاشق است و بر تمامِ تعلقاتِ دنیوی برتری و سلطه دارد.

تضاد شاهنشه عشق و غوغای جهان

تقابل میان سکون و آرامشِ حاصل از دیدار معشوق با شلوغی و آشوبِ دنیای مادی که با آمدنِ معشوق، بی‌اثر می‌شود.