دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰

سنایی
مردی که به راه عشق جان فرساید باید که بدون یار خود نگراید
عاشق به ره عشق چنان می باید کز دوزخ و از بهشت یادش ناید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر فضیلتِ استقامت و پایداری در مسیر عشق تأکید می‌ورزند؛ عشقی که فراتر از خواسته‌هایِ فردی و دغدغه‌هایِ معنویِ متعارف (مانند بهشت و دوزخ) است. در این دیدگاه، عاشقِ راستین کسی است که تمامِ هستیِ خود را در راهِ مقصودِ خود صرف می‌کند و در این راه، جز به یار نمی‌اندیشد.

شاعر، کمالِ عشق را در گروِ دو ویژگی می‌داند: نخست، وفاداریِ مطلق به محبوب و دوم، وارستگی از پاداش و کیفر. در این نگرش، عاشق آن‌چنان در معشوق مستغرق است که وجودِ او تمامیِ دغدغه‌هایِ دیگر را به حاشیه می‌راند.

معنای روان

مردی که به راه عشق جان فرساید باید که بدون یار خود نگراید

هرکس که عمر و هستی خود را در مسیر عشق به فرسایش می‌کشد و صرف می‌کند، شایسته است که جز به محبوبِ خود به هیچ‌کس یا هیچ‌چیز دیگری متمایل نشود.

نکته ادبی: جان فرساید کنایه از رنج کشیدن و صرف کردنِ تمامِ توان در راهِ هدف است. نگراید به معنای میل پیدا کردن و روی آوردن است.

عاشق به ره عشق چنان می باید کز دوزخ و از بهشت یادش ناید

عاشق در مسیر عشق باید به درجه‌ای از کمال برسد که دیگر بهشت و دوزخ، که نماد پاداش و مجازات هستند، در ذهن و خاطرش جایی نداشته باشند.

نکته ادبی: یادش ناید به معنای فراموشی و بی‌اعتنایی نسبت به امور فرعی است که در اینجا بهشت و دوزخ نماد آن هستند.

آرایه‌های ادبی

تضاد دوزخ و بهشت

تقابل این دو مکان نمادین، بیانگر عبورِ عاشق از دوگانهِ پاداش و کیفر برای رسیدن به مقامی بالاتر است.

کنایه جان فرساید

اشاره به زحمت کشیدن و صرفِ تمامِ عمر و توان در راه عشق.