دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۷۹

سنایی
روزی که بتم ز فوطه رخ بنماید با فوطه هزار جان ز تن برباید
در فوطه بتا خمش ازین به باید عاشق کش فوطه پوش نیکو ناید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از جلوه‌گریِ خیره‌کننده و مرگبارِ معشوق در خلوتِ حمام را ترسیم می‌کنند. شاعر با استعاره از فضای حمام و لنگِ حمام (فوطه)، زیباییِ محبوب را چنان سهمگین توصیف می‌کند که گویی هر نگاهِ او به چهره، جانی را از تنِ عاشق می‌ستاند.

لحنِ سخن، ترکیبی از ستایش و گلایه‌ای عاشقانه است؛ شاعر معتقد است که حضورِ این‌چنین دلربا و قاتل‌مسلکِ معشوق، حتی در پوششِ ساده‌ی حمام نیز از حدِ توانِ تحملِ عاشق فراتر است.

معنای روان

روزی که بتم ز فوطه رخ بنماید با فوطه هزار جان ز تن برباید

آن لحظه‌ای که محبوبِ من، نقاب یا پوششِ حمام (فوطه) را از چهره‌اش برمی‌دارد، چنان زیباییِ بی‌نظیری دارد که در همان دم، هزاران جان را از کالبدِ مشتاقان می‌ستاند.

نکته ادبی: بت استعاره از معشوقِ زیبا و بی‌رحم است. فوطه در لغت به معنای لنگ یا پوششی است که در حمام استفاده می‌شود.

در فوطه بتا خمش ازین به باید عاشق کش فوطه پوش نیکو ناید

ای محبوبِ من! بهتر است که خود را در این پوششِ حمام پنهان کنی و خاموش بمانی؛ زیرا برای کسی که این‌گونه جانِ عاشقان را می‌ستاند، شایسته نیست که با این هیئت و پوشش، دوباره دلربایی کند.

نکته ادبی: خمش مخفف خاموش و ساکت است. تضاد میان عاشق‌کشی و فوطه‌پوشی، بر حیرتِ شاعر از قدرتِ دلبری در عینِ سادگیِ پوشش تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره بت

استعاره از معشوقی که زیباییِ او همانند بُت، پرستیدنی اما در عین حال مایه گمراهی یا بی‌رحمی است.

مبالغه هزار جان برباید

اغراق در بیانِ تأثیرِ شدیدِ زیباییِ معشوق بر جان و روانِ عاشق.

تضاد عاشق‌کش و فوطه‌پوش

هم‌نشینیِ صفتِ جلال‌مند و هولناکِ عاشق‌کش با صفتِ روزمره و ساده‌ی فوطه‌پوش که بر حیرتِ شاعر می‌افزاید.