دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲

سنایی
هر بوده که او ز اصل نابود بود نابوده و بود او همه سود بود
گر یک نفسش پسند مقصود بود نابود شود هر آینه بود بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ جایگاه هستی و نیستی در نظام آفرینش می‌پردازند. شاعر به این نکته اشاره دارد که هر آنچه در جهانِ مادی پدیدار شده است، ریشه در عدم داشته و همه‌چیز در نهایت تحت سیطره‌ی اراده و تقدیرِ الهی است.

نگاهِ عمیقِ شاعر به پیوندِ میانِ بود و نبود، بر این اصل استوار است که هستیِ ظاهری، سایه‌ای بیش نیست و حقیقتِ امر، بازگشت به آن خاستگاهِ اصلی است که در عینِ سادگی، کمالِ مطلق است.

معنای روان

هر بوده که او ز اصل نابود بود نابوده و بود او همه سود بود

هر چیزی که در این عالم وجود یافته، در اصل از نیستی برآمده است و هم عدم و هم وجود، در دایره‌ی اراده و حکمتِ الهی، سراسر خیر و منفعت هستند.

نکته ادبی: واژه بوده به معنای موجود و نابود به معنای معدوم و نیستی است. ترکیب این دو با اصل، تقابلِ فلسفی میان هستی و نیستی را برجسته می‌کند.

گر یک نفسش پسند مقصود بود نابود شود هر آینه بود بود

اگر برای لحظه‌ای، آن حقیقتِ متعالی یا معشوقِ ازلی اراده کند و مقصود حاصل شود، تمامیِ هستیِ ظاهریِ موجودات ناپدید و فانی خواهد شد.

نکته ادبی: یک نفس کنایه از لحظه‌ای بسیار کوتاه و هر آینه به معنای حتماً و قطعاً است. در اینجا بود دوم به معنای هستیِ موجود است.

آرایه‌های ادبی

تضاد بوده و نابوده

استفاده از تقابلِ مفاهیمِ هستی و نیستی برای تبیینِ ماهیتِ گذرا و متغیر جهان.

کنایه یک نفس

اشاره به کوتاهیِ زمان یا لحظه‌ای بسیار کوتاه از اراده‌ی الهی.

اشتقاق بوده، نابوده، بود

استفاده از ریشه‌های هم‌خانواده برای تأکید بر چرخشِ میانِ هستی و نیستی در نظام خلقت.