دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱

سنایی
آن ذات که پروردهٔ اسرار بود از مرگ نیندیشد و هشیار بود
تیمار همی خوری که در خاک شوم در خاک یکی شود که در نار بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عرفانی و عمیق به مقوله مرگ و ترس آدمی از آن می‌پردازند. پیام اصلی این است که هراس از مرگ تنها ناشی از ناآگاهی و عدم شناخت حقیقتِ وجود است و کسی که جانش با اسرار هستی گره خورده، مرگ را پایان کار نمی‌داند، بلکه آن را مرحله‌ای از سفر روح می‌بیند.

همچنین، شاعر با لحنی حکیمانه انسان را به رهایی از نگرانی‌های مادی و دغدغه‌های ظاهریِ پس از مرگ دعوت می‌کند و با اشاره به وحدتِ نهایی، یادآور می‌شود که تفاوت‌های اعتباری دنیا در برابر عظمت هستیِ ابدی، بی‌معناست.

معنای روان

آن ذات که پروردهٔ اسرار بود از مرگ نیندیشد و هشیار بود

کسی که وجودش با رازهای نهان هستی پرورش یافته و به حقیقت آفرینش آگاه شده است، هرگز از مرگ نمی‌هراسد؛ چرا که او به بیداری و هشیاری حقیقی رسیده و می‌داند مرگ پایانِ راه نیست.

نکته ادبی: واژه ذات در اینجا به معنای وجود و جان انسان است و پرورده اسرار کنایه از کسی است که با دانش‌های الهی و حقیقتِ هستی مأنوس شده است.

تیمار همی خوری که در خاک شوم در خاک یکی شود که در نار بود

بیهوده از اینکه در زیر خاک دفن شوی و به خاک تبدیل گردی، نگران و اندوهگین هستی؛ زیرا در ساحتِ حقیقتِ ابدی، تفاوتِ میان آن‌کس که در خاک است و آن‌کس که در آتش بوده، از بین می‌رود و همه چیز به وحدت می‌رسد.

نکته ادبی: ترکیب تیمار خوردن از اصطلاحات کهن به معنای غصه خوردن و دلواپسی بیهوده است؛ همچنین نار به معنای آتش است که در تقابل با خاک به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) خاک و نار

شاعر با قرار دادن دو واژه خاک و آتش در برابر یکدیگر، بر بی‌اهمیت بودن تمایزات ظاهری در پایانِ کار تأکید کرده است.

کنایه پرورده اسرار

اشاره به عارف یا انسانی دارد که به جایگاهِ والای معرفت و درکِ حقایق دست یافته است.