دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹

سنایی
آن روز که مهر کار گردون زده اند مهر رز عاشقی دگرگون زده اند
واقف نشوی به عقل تا چون زده اند کاین زر ز سرای عقل بیرون زده اند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ جایگاهِ رفیعِ عشق در مقایسه با عقلِ جزوی می‌پردازد و بیان می‌دارد که از نخستین روزِ خلقت، تقدیرِ عاشقانه بر جهان حاکم بوده است. شاعر تأکید دارد که اسرارِ هستی و حقیقتِ معنوی، در دایره‌ی فهمِ منطقی و عقلِ محدود نمی‌گنجد.

این سروده‌ها دعوت‌نامه‌ای است برای عبور از حصارِ تنگِ اندیشه‌ی منطقی و رسیدن به شهودِ عاشقانه؛ چرا که آن «زرِ» وجودی یا گنجینه‌ی حقیقت، خارج از قلمروِ عقل ساخته و پرداخته شده است.

معنای روان

آن روز که مهر کار گردون زده اند مهر رز عاشقی دگرگون زده اند

از آن روزی که پایه و اساسِ آسمان و تقدیرِ روزگار بنا نهاده شد، مهر و نشانِ رازِ عاشقی را به گونه‌ای ویژه و دگرگون بر پیشانیِ هستی حک کردند.

نکته ادبی: «مهر» در اینجا به معنای مُهر و نشانِ سلطانی است که کنایه از تقدیرِ ازلی دارد. «گردون» نمادِ چرخِ زمانه است.

واقف نشوی به عقل تا چون زده اند کاین زر ز سرای عقل بیرون زده اند

تو با تکیه بر عقلِ خود هرگز نخواهی فهمید که آن‌ها چگونه این کار را کردند، زیرا این «زر» (گنجینه‌ی معرفت و عشق) از مکانی بیرون از قلمرو و چارچوبِ عقل سرچشمه گرفته است.

نکته ادبی: «زر» استعاره از گوهرِ عشق و حقیقتِ معنوی است. «سرای عقل» اشاره به محدودیت‌های ادراکاتِ ذهنی و منطقی دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره مهر کار گردون

مُهر زدن به معنای حکم قطعی کردن برای تقدیر است که به کارِ آسمان نسبت داده شده است.

نماد زر

نمادِ ارزشِ والایِ عشق و معرفتِ قلبی است که در برابرِ عقلِ مادی قرار دارد.

تضاد و تمثیل سرای عقل / بیرون زده اند

تقابلِ میانِ محدوده‌ی ذهن و حقیقتِ متعالی که خارج از دسترسِ فکر است.