دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۶۴

سنایی
عشاق اگر دو کون پیش تو نهند مفلس مانند و از خجالت نرهند
من عاشق دلسوخته جانی دارم پیداست درین جهان به جانی چه دهند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگرِ اوجِ تواضع و ناتوانی عاشق در پیشگاهِ معشوق است. شاعر به تصویر می‌کشد که هر چه عاشق در طبق اخلاص بگذارد، در مقایسه با جلالِ بی‌کرانِ یار، ناچیز و بی‌مقدار است.

فضای حاکم بر این اشعار، فضای زهدِ عارفانه و فقرِ اختیاری است؛ جایی که حتی وجود و جانِ خودِ عاشق نیز در برابرِ عظمتِ عشق، خرد و حقیر شمرده می‌شود و هیچ‌کدام نمی‌تواند جایگاهِ شایسته‌ای برای ابرازِ ارادت باشد.

معنای روان

عشاق اگر دو کون پیش تو نهند مفلس مانند و از خجالت نرهند

حتی اگر عاشقان واقعی، تمام ثروت و هستیِ دو عالم (دنیا و آخرت) را به پیشگاه تو هدیه کنند، باز هم در برابر عظمت تو فقیر و تهی‌دست به حساب می‌آیند و از شرمندگیِ بضاعتِ ناچیز خود، رهایی نمی‌یابند.

نکته ادبی: دو کون کنایه از تمام هستی و کل داراییِ موجود در عالمِ مادی و معنوی است و مفلس به معنای کسی است که در برابر محبوب، چیزی برای عرضه ندارد.

من عاشق دلسوخته جانی دارم پیداست درین جهان به جانی چه دهند

منِ عاشق که وجودم از عشق سوخته است، تنها یک جان برای نثار کردن دارم؛ و کاملاً روشن است که در این دنیای بی‌ارزش، برای یک جان، بهایی پرداخت نمی‌شود و چنین هدیه‌ای کوچک شمرده می‌شود.

نکته ادبی: ترکیب عاشق دلسوخته بیانگرِ نهایتِ سوز و گداز است و عبارت به جانی چه دهند استفهام انکاری است که بر بی‌ارزشیِ متاعِ دنیوی در برابرِ معشوق دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه دو کون

اشاره به کل هستی و تمام دارایی‌های دو جهانِ مادی و معنوی.

استعاره مفلس

اشاره به عاشقی که در برابرِ جلال و جمالِ معشوق، چیزی برای پیشکش ندارد.

استفهام انکاری به جانی چه دهند

پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر بی‌ارزشیِ داراییِ عاشق در برابر معشوق تأکید دارد.