دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۶۲

سنایی
بسیار مگو دلا که سودی نکند ور صبر کنی به تو نمودی نکند
چون جان تو صد هزار برهم نهد او و آتش زند اندرو و دودی نکند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتابی از اندیشه‌ی تسلیم و پذیرش در برابر اراده‌ی لایزال و قدرت مطلق معشوق است. شاعر با زبانی صریح و بی‌پرده، از بیهودگیِ ناله و فغان عاشق و همچنین بی‌اثریِ صبر و شکیبایی در برابر تقدیری که حکم به فنای هستی انسان می‌دهد، سخن می‌گوید.

فضا، فضایی سرد و جبری است که در آن، جانِ عاشق در برابر اراده‌ی محبوبِ ستمگر یا بی‌تفاوت، به تمامی نادیده انگاشته می‌شود و این نادیده‌انگاری تا حدی است که حتی ردپایی از نابودیِ عاشق نیز باقی نمی‌ماند.

معنای روان

بسیار مگو دلا که سودی نکند ور صبر کنی به تو نمودی نکند

ای دل، بیهوده فریاد و گلایه مکن که هیچ سودی به حال تو نخواهد داشت؛ حتی اگر صبر و شکیبایی پیشه کنی، باز هم این کار باعث نمی‌شود که معشوق رخسار یا لطف خود را بر تو نمایان سازد.

نکته ادبی: واژه "نمود" در این بیت به معنای آشکار کردن و نشان دادنِ لطف و عنایت است و "بسیار مگو" کنایه‌ای از نهیِ عاشق از بی‌تابی و ناله کردن است.

چون جان تو صد هزار برهم نهد او و آتش زند اندرو و دودی نکند

زمانی که معشوق (یا تقدیر) صدها هزار جانِ تو را بر روی هم می‌چیند و به آتش می‌کشد، هیچ دود و دمی از این واقعه برنمی‌خیزد؛ این استعاره از قدرت مطلقه و بی‌چون‌وچرای محبوب است که فنای عاشق را چنان کامل رقم می‌زند که گویی اصلاً وجود نداشته است.

نکته ادبی: "برهم نهادن جان" استعاره‌ای است از انباشتن و تباه کردن هستی عاشق، و "دود نکردن" نماد عدمِ بروزِ نشانه یا اثرِ ملموس از این سوزش و فناست که حاکی از بی‌تفاوتیِ مطلقِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش زند اندرو

اشاره به عشق سوزان یا فنای هستی عاشق در راه معشوق.

مبالغه صد هزار جان

اغراق برای نشان دادن کثرت و فدا کردن بی‌حساب و کتاب هستی.

ایهام و تناقض دودی نکند

در حالی که آتشِ سوزان به طور طبیعی دود دارد، نفیِ آن تأکیدی است بر شدتِ کار معشوق که چنان سریع و بی‌رحمانه است که فرصتِ برآمدنِ دود را هم نمی‌دهد.