دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۶۱

سنایی
عشق تو کرای شادی و غم نکند عمر تو کرای سور و ماتم نکند
زخم تو کرای آه و مرهم نکند چه جای کراییم کراهم نکند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکرار واژه «کرای» (که صورتی کهن یا عامیانه از «کس را» است)، به توصیف حالتی از استغنا و بی‌نیازیِ عارفانه نسبت به جهان مادی و دوگانگی‌های آن می‌پردازد. در این فضا، عشق و حضورِ معشوق به قدری متعالی و فراگیر است که مفاهیم متضاد دنیوی، نظیر شادی و غم یا سور و ماتم، در برابر آن رنگ می‌بازند و دیگر معنا و اعتباری ندارند.

در نهایت، شاعر با لحنی که آمیخته به نوعی تسلیمِ عاشقانه است، بیان می‌کند که در ساحتِ این عشق، «منِ» فردی و هستیِ عاشق نیز چنان محو و بی‌اعتبار می‌شود که حتی معشوق به آن اعتنایی ندارد؛ این همان اوجِ فقر و بی‌پناهیِ عاشق در برابر محبوب است.

معنای روان

عشق تو کرای شادی و غم نکند عمر تو کرای سور و ماتم نکند

عشق تو چنان تأثیر عمیقی بر جان دارد که شادی و اندوه برای هیچ‌کس معنا و کارکردی ندارد.

نکته ادبی: واژه «کرای» در اینجا مخفف و صورتی کهن از «کس را» به معنای «برای هیچ‌کس» یا «به هیچ‌کس» است.

زخم تو کرای آه و مرهم نکند چه جای کراییم کراهم نکند

حضور و عمرِ تو چنان فراگیر است که دیگر هیچ‌کس به فکرِ برپایی سور و جشن یا سوگواری و ماتم نمی‌افتد.

نکته ادبی: تکرارِ ساختارِ «کرای» علاوه بر ایجادِ موسیقیِ کناری، بر تأکیدِ شاعر بر نفیِ مطلقِ غیر در برابرِ معشوق دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) شادی و غم، سور و ماتم، آه و مرهم

شاعر با کنار هم قرار دادن مفاهیم متضاد، بر بی‌معناییِ دوتایی‌هایِ دنیوی در برابرِ مطلقِ عشق تأکید کرده است.

واژه‌آرایی (تکرار) کرای

تکرارِ این واژه در ابتدای تمامی مصراع‌ها، علاوه بر ایجادِ وزنِ درونی، بر استمرارِ حالتِ نفی و بی‌اعتباریِ ماسوی‌الله در برابرِ معشوق می‌افزاید.

استعاره زخمِ تو

زخم در اینجا استعاره از درد و رنجِ حاصل از دوری یا کیفیتِ خاصِ عشقِ معشوق است که درمان‌ناپذیر است.