دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۵۷

سنایی
سیمرغ نه ای که بی تو نام تو برند طاووس نه ای که با تو در تو نگرند
بلبل نه که از نوای تو جامه درند آخر تو چه مرغی و ترا با چه خرند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات پرسش‌گرانه و در عین حال تحسین‌آمیز، در پی شناخت ماهیت موجودی است که در قالب‌های معمول زیبایی و کمال نمی‌گنجد. شاعر با نفی همانندی مخاطب با نمادهای سنتی زیبایی و کمال در ادبیات، همچون سیمرغ، طاووس و بلبل، به دنبال تبیین جایگاهی فراتر از تصورات رایج است.

درونمایه اصلی، سرگشتگی ستایش‌آمیز شاعر در برابر ذاتی است که در هیچ‌یک از معیارهای شناخته‌شده زیبایی‌شناختی جای نمی‌گیرد و مخاطب را در میان دایره‌ای از ابهام و شگفتی رها می‌کند.

معنای روان

سیمرغ نه ای که بی تو نام تو برند طاووس نه ای که با تو در تو نگرند

تو آن سیمرغ افسانه‌ای نیستی که حضور نداشته باشد اما آوازه‌اش همه جا را پر کرده باشد، و نه آن طاووسی هستی که زیبایی ظاهری‌اش تنها دلیل نگاه کردن به آن باشد.

نکته ادبی: سیمرغ در اینجا نماد غیبت و شهرت دوردست است؛ طاووس نیز نماد زیبایی ظاهری و دیدنی است که شاعر آن را برای مخاطب خود کافی نمی‌داند.

بلبل نه که از نوای تو جامه درند آخر تو چه مرغی و ترا با چه خرند

تو آن بلبل خوش‌آوا نیستی که نغمه‌هایش مردم را به شور و شیدایی وادارد و باعث جامه دریدن از شدت بی‌قراری شود. نهایتاً بگو بدانم تو چه پرنده‌ای هستی و ارزش و بهای تو چیست که بتوان تو را با آن سنجید؟

نکته ادبی: جامه دریدن کنایه از غلبه شور و حال است. عبارت 'با چه خرند' در اینجا به معنی به چه قیمتی خریده می‌شوی یا چه چیزی هم‌سنگ ارزش توست می‌باشد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح و تمثیل سیمرغ، طاووس، بلبل

شاعر با استفاده از نمادهای مشهور ادبی، صفات هر کدام را به نفی می‌گیرد تا یگانگی و بی‌همتایی مخاطب خود را اثبات کند.

کنایه جامه دریدن

کنایه از بیقراری شدید و از خود بی‌خود شدن در اثر شنیدن آواز است.