دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۴۹

سنایی
بالای بتان چاکر بالای تو شد سرهای سران در سر سودای تو شد
دلها همه نقش بند زیبای تو شد جهانها همه دفتر سخنهای تو شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش معشوق یا ممدوحی است که او را در اوج کمال و زیبایی تصویر می‌کند. شاعر با بیانی مبالغه‌آمیز، جایگاه بلندمرتبه او را به گونه‌ای ترسیم کرده که تمام زیبایی‌های عالم، خادم و تابعِ جلوه‌گری‌های او هستند.

فضای کلی حاکم بر این سروده، سرشار از شیفتگی و تقدیس است. نویسنده با اشاره به اینکه تمام هستی، بازتابی از زیبایی و کلامِ آن محبوب است، او را به مثابه‌ی محور و کانونِ اصلی آفرینش معرفی می‌کند.

معنای روان

بالای بتان چاکر بالای تو شد سرهای سران در سر سودای تو شد

قامت و زیبایی محبوبان عالم در برابر قامتِ موزون و بلندِ تو، حقیر و بنده است و بزرگان و سرآمدان روزگار، همگی در اندیشه‌ی عشق و سودای تو غرق شده‌اند.

نکته ادبی: واژه بالا در متون کلاسیک به معنای قد و قامت به کار می‌رود و سودا در اینجا کنایه از عشقِ شورانگیز و فراگیر است.

دلها همه نقش بند زیبای تو شد جهانها همه دفتر سخنهای تو شد

تمام دل‌ها مشغولِ ترسیم و نگارگریِ زیبایی تو هستند و تمام جهان و هستی، به دفترچه‌ای تبدیل شده که کلام و حکمت تو در آن به ثبت رسیده است.

نکته ادبی: نقش‌بند در اینجا استعاره از کسی است که تصویر یا فکری را در دل می‌پروراند و به آن شکل می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه جهانها همه دفتر سخنهای تو شد

شاعر برای نشان دادن عظمت کلام مخاطب، ادعا کرده که تمام جهان گنجایشِ سخن او را ندارد و به دفتر ثبت آن تبدیل شده است.

استعاره بالای بتان

بت در ادبیات فارسی نماد زیبایی مطلق و کمال ظاهری است که در اینجا به عنوان معشوق مورد استفاده قرار گرفته است.

کنایه در سر سودای تو شد

کنایه از درگیر شدن و تسخیر شدنِ فکر و ذهن توسط عشق و جنونِ ممدوح.