دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۴۸

سنایی
در راه قلندری زیان سود تو شد زهد و ورع و سجاده مردود تو شد
دشنام سرود و رود مقصود تو شد بپرست پیاله را که معبود تو شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

طریقت قلندری در این اشعار، دعوتی است به رهایی از بند تعلّقات ظاهری و قشری‌گری در دین. شاعر با رویکردی رندانه، مفاهیمِ متداولِ زهد و تقوا را به چالش می‌کشد و حقیقت را در ناخودآگاهیِ عارفانه و مستیِ عشق می‌جوید.

در این نگرش، جهان‌بینیِ وارونه‌ای حاکم است که در آن، آنچه برای زاهدانِ خشک‌مغز «زیان» است، برای رهروان این راه «سود» محسوب می‌شود و پیاله (نماد رهایی)، جایگزین بت‌های ذهنی و پرستش‌های رسمی می‌گردد.

معنای روان

در راه قلندری زیان سود تو شد زهد و ورع و سجاده مردود تو شد

در مسیر آزادگی و بی‌قیدیِ قلندری، آنچه در نگاه ظاهربینان زیان و شکست به نظر می‌رسد، در حقیقت سود و بهره معنوی توست؛ در این راه، پارساییِ خشک، پرهیزگاریِ ریاکارانه و تکیه بر سجاده نماز، جایگاهی ندارد و مردود شمرده می‌شود.

نکته ادبی: «قلندری» به مسلکی در عرفان اشاره دارد که به نقدِ زهدِ ریایی و ترک تعلّقات دنیوی تأکید می‌ورزد. تضادِ میان «زیان» و «سود»، تصویرگرِ ارزش‌گذاریِ متفاوتِ این طریقت نسبت به جهان است.

دشنام سرود و رود مقصود تو شد بپرست پیاله را که معبود تو شد

دشنام‌ها و سخنانِ تلخِ بدخواهان برای تو همچون موسیقیِ دلنواز و آوازِ خوش گشته است؛ پس پیاله شراب (نمادِ مستیِ عارفانه و رهایی از عقلِ جزئی) را ستایش کن که اکنون یگانه هدف و معبودِ تو در این مسیر شده است.

نکته ادبی: «پیاله» در این بافتار، نمادِ جامِ معرفت و استغنای از غیر است. «سرود و رود» کنایه از نغمه‌های خوشی است که در گوشِ رندِ عارف، حتی دشنام‌ها نیز به آن تبدیل می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) زیان سود تو شد

در طریقتِ قلندری، وارونگیِ ارزش‌های مادی رخ می‌دهد و خسرانِ ظاهری، سودِ باطنی شمرده می‌شود.

نمادگرایی پیاله

نمادِ جامِ معرفت و رهایی از قیدوبندهای عقلِ مصلحت‌بین که جایگزینِ معبودِ دروغین شده است.

تضاد زهد و ورع با قلندری

تقابلِ دین‌داریِ رسمی و زاهدانه با مسلکِ رندانه و آزادمنشانه برای تأکید بر اصالتِ عشق.