دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۴۷

سنایی
این ضامن صبر من خجل خواهد شد این شیفتگی یک چهل خواهد شد
بر خشک دوپای من به گل خواهد شد گویا که سر اندر سر دل خواهد شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف حالتی از شوریدگی و درگیری درونی می‌پردازد که در آن، مرزهای عقل و صبر به تدریج در برابر هجوم احساسات فرومی‌ریزند. فضا آکنده از نوعی انتظار و بلاتکلیفی است که گویی فرد در گذر از یک دوره بحرانی، در حال دست و پنجه نرم کردن با سرنوشت محتوم خود است.

مضمون اصلی متن، فروپاشیِ منطق و پایداری در برابر قدرتِ بی‌مهابای دلدادگی است. این ابیات تصویرگر انسانی است که با تمام وجودِ خود، درگیرِ تلاطم‌های روحی گشته و سرانجام، تسلیمِ ندایِ قلبی می‌شود که دیگر برایِ او نه ضامنی باقی مانده و نه ثباتی برایِ گام‌هایِ خاکی‌اش.

معنای روان

این ضامن صبر من خجل خواهد شد این شیفتگی یک چهل خواهد شد

آن تکیه‌گاه و پشتوانه‌ای که صبر مرا تضمین می‌کرد، عاقبت شرمنده و ناکام خواهد ماند و این شیدایی و دلبستگی، به پختگی یا سرانجامی محتوم (به کنایه از چهل که نماد کمال است) خواهد رسید.

نکته ادبی: ضامن در اینجا به معنای تکیه‌گاه یا عاملی است که پایداری را ممکن می‌سازد. ترکیب یک چهل می‌تواند استعاره از دوران بلوغ روحی یا نمادی برای سپری شدن یک دوره سخت باشد.

بر خشک دوپای من به گل خواهد شد گویا که سر اندر سر دل خواهد شد

گام‌های استوار و خشکی که بر روی زمین داشتم، در مسیر رسیدن به مقصود در گل فرو می‌روند و باز می‌مانند؛ به نظر می‌رسد که عقل و خرد من در برابر سیل احساسات و دل، تسلیم شده و در آن حل خواهد شد.

نکته ادبی: سر اندر سر دل کنایه از تسلیم مطلق عقل در برابر عاطفه است. به گل نشستن استعاره از گیر کردن و ناتوانی در حرکت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره به گل خواهد شد

تمثیل برای توقف، درماندن در مسیر و ناتوانی در حرکت به سوی هدف.

کنایه سر اندر سر دل خواهد شد

اشاره به تسلیم شدن عقل در برابر احساسات و عشق.

تضاد خشک و گل

تقابل میان استواری و خشکیِ گام‌ها با سستی و زمین‌گیر شدن در گل.