دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۴۶

سنایی
تو شیردلی شکار تو دل باشد جان دادنم از پی تو مشکل باشد
وصل تو به حیله کی به حاصل باشد مدبر چه سزای عشق مقبل باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر چیرگی مطلق عشق بر اراده و عقل آدمی است و شاعر به این حقیقت اشاره دارد که در ساحت عشق، حیله و تدبیرهای عقلانی راهی ندارند و آنچه میان عاشق و معشوق جریان دارد، فراتر از کنش‌های زمینی است.

شخصیت معشوق، موجودی قدرتمند و دست‌نیافتنی توصیف شده که صیدِ دل‌ها پیشه اوست و عاشق در برابر عظمت این عشق، خود را ناتوان می‌بیند؛ چرا که به باور او، عشق حقیقی نه با چاره‌جویی، بلکه با سرنوشتی نیک‌فرجام حاصل می‌شود.

معنای روان

تو شیردلی شکار تو دل باشد جان دادنم از پی تو مشکل باشد

تو مانند شیری دلاوری که صیدِ تو قلب‌های عاشقان است؛ از همین رو، جان باختن در راه عشق تو برای من کاری بسیار دشوار و طاقت‌فرساست.

نکته ادبی: شیردل استعاره از معشوقی قدرتمند و مسلط است که قلب‌ها را شکار می‌کند. مشکل در معنای دشوار و سخت به کار رفته است.

وصل تو به حیله کی به حاصل باشد مدبر چه سزای عشق مقبل باشد

هیچ‌گاه نمی‌توان با نیرنگ و ترفند به وصال تو رسید؛ کسی که تنها بر عقل و مکر خود تکیه دارد، چه بهره‌ای از عشقِ فرخنده و بااصالت می‌تواند ببرد؟

نکته ادبی: تقابل میان مدبر (کسی که کارها را با تدبیر و نقشه پیش می‌برد) و مقبل (کسی که دارای بخت و اقبال نیک است) نکته کانونی این بیت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شیردل

توصیف معشوق به شیر برای نشان دادن قدرت و هیبت او در تسخیر دل‌ها.

تضاد مدبر و مقبل

تقابل میان فردی که به تدبیرهای عقلانی متوسل می‌شود و کسی که از بخت و اقبال نیک برخوردار است.

پرسش انکاری وصل تو به حیله کی به حاصل باشد

پرسشی که پاسخ آن منفی است و تأکید می‌کند که وصال عاشقانه با حیله ممکن نیست.