دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۴۳

سنایی
بادی که ز کوی آن نگارین خیزد از خاک جفا صورت مهر انگیزد
آبی که ز چشم من فراقش ریزد هر ساعتم آتشی به سر بربیزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تصویرسازیِ تضادهای درونیِ عاشق در فراق محبوب می‌پردازد. در بیت نخست، نسیمِ یادِ یار، قدرتِ دگرگونیِ فضایِ مملو از جفا به فضایِ عشق را دارد، گویی که خاطره‌اش همه چیز را به رنگِ مهر درمی‌آورد.

در بیت دوم، شاعر از پارادوکسِ هم‌نشینیِ اشک و آتش سخن می‌گوید؛ به این معنا که اشک‌های سرازیر شده از چشمانِ عاشق، نه تنها مایه تسکین نیستند، بلکه خود نشانه‌ای از آتشِ سوزانِ اشتیاق و اندوهِ هجران‌اند که بر جانِ او فرود می‌آید.

معنای روان

بادی که ز کوی آن نگارین خیزد از خاک جفا صورت مهر انگیزد

نسیمی که از محل اقامت آن محبوبِ زیباروی می‌وزد، چنان تاثیری دارد که از غبارِ ستم و رنج، چهره‌ی عشق و مهربانی را پدید می‌آورد.

نکته ادبی: «نگارین» استعاره از معشوق و «خاک جفا» کنایه از سختی‌های مسیر عاشقی است.

آبی که ز چشم من فراقش ریزد هر ساعتم آتشی به سر بربیزد

آن اشکی که به خاطر دوری از محبوب از چشمانم جاری می‌شود، چنان داغ و جانسوز است که در هر لحظه، آتشِ اندوه را بر سرِ من می‌باراند.

نکته ادبی: «آب» در اینجا نمادِ اشک و «آتش» نمادِ رنجِ هجران است؛ استفاده از تضاد آب و آتش، عمقِ دردِ عاشق را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

استعاره نگارین

اشاره به معشوق که همچون نقشی زیبا و آراسته است.

کنایه خاک جفا

اشاره به سختی‌ها و ناملایماتِ راهِ عشق که می‌تواند به لطفِ یادِ یار تغییر ماهیت دهد.

تضاد (پارادوکس) آبی که ... آتشی بربیزد

تضاد میان آب (اشک) و آتش (سوزِ درون) که بیانگرِ شدتِ عذابِ ناشی از جدایی است.