دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۴۲

سنایی
گبری که گرسنه شد به نانی ارزد سگ زان تو شد به استخوانی ارزد
اظهار نهانی به جهانی ارزد آسایش زندگی به جانی ارزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی واقع‌گرایانه و حکمت‌آمیز، به مفهوم «ارزش» و «بها» در هستی می‌پردازد. شاعر بر این باور است که هر پدیده، شخص یا کنشی در مقیاس‌های مختلف، بهایی خاص دارد و انسان باید این منطقِ دادوستد در زندگی را بشناسد. این فضا، فضایی سرد و تحلیلی است که به جای احساسات‌گرایی، بر وزنِ معنوی و مادیِ هر رخداد تمرکز دارد.

مفهوم کلی حاکم بر این سروده، بیان این حقیقت است که هیچ چیز در جهان بی‌بها نیست و هر پدیده‌ای، چه در حوزه‌ی معاش و چه در حوزه‌ی رازها و آرامش درونی، سهمی از دارایی یا وجودِ ما را طلب می‌کند تا جایگاه خود را تثبیت نماید.

معنای روان

گبری که گرسنه شد به نانی ارزد سگ زان تو شد به استخوانی ارزد

کسی که از دیدگاه تو بیگانه یا فرودست است (گبر در اینجا کنایه از غریبه است)، اگر گرسنه باشد، ارزشش تنها به اندازه یک قرص نان است؛ همان‌طور که سگی که متعلق به توست و به تو وابسته است، ارزشش به اندازه یک استخوان است.

نکته ادبی: واژه «گبر» در متون کهن برای اشاره به زرتشتیان به کار می‌رفته اما در اینجا به عنوان تمثیلی برای افرادِ خارج از دایره‌ی انس و نزدیکی استفاده شده است. فعل «ارزد» از مصدر ارزیدن و به معنای «قیمت داشتن» است.

اظهار نهانی به جهانی ارزد آسایش زندگی به جانی ارزد

آشکار کردن رازهای پنهان در میان مردم، بهایی دارد که باید پرداخت شود؛ همچنین دست‌یافتن به آرامش در زندگی، ارزشمند است و شاید بهای آن فدا کردنِ جان باشد.

نکته ادبی: «اظهار نهانی» ترکیبی است به معنای فاش‌گویی. در مصراع دوم، واژه «جان» در تقابل با «آسایش» قرار گرفته است تا اهمیتِ بالای آرامشِ روانی را نشان دهد.

آرایه‌های ادبی

موازنه کل ابیات

چینشِ کلمات در ابیات به گونه‌ای است که میانِ دو بخشِ هر مصراع از نظر ساختار نحوی و معنایی، توازن و تقارن برقرار شده است.

کنایه گبر

استفاده از نام یک اقلیتِ دینی در متن کهن برای اشاره‌یِ عام به شخصِ بیگانه و غیرخودی.

تمثیل سگ زان تو شد به استخوانی ارزد

استفاده از یک مثال ملموس و دنیوی برای اثبات این حقیقت که هر چیزی به تناسبِ جایگاهش، بهایی دارد.