دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۴۰

سنایی
چون پوست کشد کارد به دندان گیرد آهن ز لبش قیمت مرجان گیرد
او کارد به دست خویش میزان گیرد تا جان گیرد هر آنچه با جان گیرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی خشن، قاطع و تکان‌دهنده را ترسیم می‌کنند که در آن عملِ گرفتنِ جان یا پوست‌کندن با دقتی مرگبار توصیف شده است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های فلزی و سرد، ابزارِ خشونت را در تضاد با ظرافت‌های حیات قرار داده است.

در این نگاه، چاقو به عنوان عاملی برای انتقال از هستی به نیستی تصویر شده و رنگِ سرخِ خون، با تشبیه به مرجان، جلوه‌ای نمادین و تراژیک به این صحنه‌یِ سرد بخشیده است که نشان از تسلطِ بی‌رحمانه‌یِ فاعلِ کار بر مقتول دارد.

معنای روان

چون پوست کشد کارد به دندان گیرد آهن ز لبش قیمت مرجان گیرد

هنگامی که کارد بر پوست می‌نشیند و عمل دریدن آغاز می‌گردد، آن ابزارِ آهنین آغشته به خون می‌شود و به دلیل سرخیِ خون، گویی ارزشی همچون مرجانِ گران‌بها به دست می‌آورد.

نکته ادبی: مرجان استعاره از خون سرخ است و آهن مجاز از کارد؛ پیوندِ این دو تصویر، صحنه‌ای تند و تیز را به نمایش می‌گذارد.

او کارد به دست خویش میزان گیرد تا جان گیرد هر آنچه با جان گیرد

آن فرد با مهارتی تمام، کارد را در دست خویش به دقت تنظیم می‌کند و آن را بر هدف می‌سنجد، تا با همان ضربه‌ی دقیق، جان را از موجودِ زنده‌ای که در برابر اوست، بستاند.

نکته ادبی: میزان گرفتن در اینجا کنایه از تسلطِ کامل بر ابزار و ارزیابیِ دقیقِ محلِ اصابت است که بر قطعیتِ مرگ اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره مرجان

به کار بردن واژه مرجان برای توصیف سرخی خون که هم تداعی‌کننده رنگ است و هم گران‌بها بودن خون در نگاه شاعر.

مجاز آهن

به کار بردن جنسِ تیغه (آهن) به جای خودِ ابزار (کارد) که بر سردی و بی‌رحمیِ آن تأکید دارد.

جناس اشتقاقی جان گیرد

تکرار عبارت جان گیرد با دو معنای مختلف که بر تقدیرِ محتومِ هستی تأکید می‌کند.