دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۳۸

سنایی
بس دل که غم سود و زیان تو خورد بس شاه که یاد پاسبان تو خورد
نان تو خورد سگی که روبه گیرست ای من سگ آن سگی که نان تو خورد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بیانگر اوج فروتنی، خاکساری و تسلیم عاشق در برابر معشوق است. شاعر در این قطعه به جایگاه بلند و والایِ کسی که در خدمت معشوق است اشاره می‌کند و خود را در مرتبه‌ای چنان پایین می‌بیند که حتی آرزو دارد سگِ سگِ آن معشوق باشد.

فضای شعر سرشار از نفیِ خودخواهی و ستایش مقامِ عشق است که در آن، تمامی دغدغه‌های مادی و دنیوی در برابر بزرگیِ معشوق رنگ می‌بازد و عاشق تنها آرزوی نزدیکی به درگاه او را دارد.

معنای روان

بس دل که غم سود و زیان تو خورد بس شاه که یاد پاسبان تو خورد

قلب‌های بسیاری از غصه و دغدغه‌های مربوط به سود و زیانِ تو آب شدند و پادشاهان بسیاری در برابر درگاه تو به جایگاه پستِ پاسبانِ تو غبطه خورده‌اند و یادِ او را در سر داشته‌اند.

نکته ادبی: خوردن در اینجا به معنایِ تحمل کردن و چشیدنِ رنج است. پاسبان در اینجا نمادِ تواضع و بندگی درگاه معشوق است.

نان تو خورد سگی که روبه گیرست ای من سگ آن سگی که نان تو خورد

حتی سگی که کارش شکار روباه است و ارزشی دارد، از خوانِ احسان تو نان می‌خورد؛ ای کاش من سگِ همان سگی باشم که از نانِ تو بهره‌مند شده است.

نکته ادبی: روبه‌گیر کنایه از سگِ شکاری و لایق است. تکرار واژه سگ نشان‌دهنده‌ی اوج فروتنی و خودشکنیِ شاعر است.

آرایه‌های ادبی

تکرار سگ

تکرارِ واژه برای تأکید بر کوچک شمردنِ خویش در برابرِ محبوب.

کنایه نان تو خوردن

بهره‌مند شدن از فیض، لطف و رزقِ معشوق.

مبالغه سگِ آن سگی

فروتنی مبالغه‌آمیز که برای نشان دادن نهایتِ ارادت و خودهیچی در برابر معشوق به کار رفته است.