دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۳۷

سنایی
آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد شد مست و سوی رفتن آهنگ آورد
گفتم: مستی، مرو، سر جنگ آورد چون گل بدرید جامه و رنگ آورد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با زبانی تصویرگرایانه، جدایی ناگهانی معشوق از عاشق را به تصویر می‌کشد. شاعر از استعاره 'بت' بهره می‌گیرد تا سردی، زیبایی و استیلای معشوق بر قلب خود را نشان دهد.

در این فضا، مستیِ معشوق عامل گسست و بی‌قراری است؛ او بی‌پروا و ستیزه‌جو، در پی رفتن است و این رفتن چنان با جلوه‌گری و شور همراه است که همچون شکفتن گلی دریده و نمایان می‌شود.

معنای روان

آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد شد مست و سوی رفتن آهنگ آورد

آن معشوق زیبا که قلب مرا در بند و تسخیر خود درآورده بود، به حالت مستی درآمد و تصمیم گرفت که مرا ترک کند و برود.

نکته ادبی: واژه 'بت' استعاره‌ای است کهن برای معشوقی که زیبایی بی‌نظیر و در عین حال سنگ‌دلی دارد. 'فرا چنگ آوردن' به معنای تصرف کردن و به چنگ گرفتن است.

گفتم: مستی، مرو، سر جنگ آورد چون گل بدرید جامه و رنگ آورد

به او گفتم که تو در حالت مستی هستی و این رفتن شایسته نیست، اما او به جای پذیرش، حالت جنگ‌جویی و ستیز به خود گرفت و همچون گلی که شکوفه می‌دهد، جامه خویش را درید و زیبایی و طراوت خود را به نمایش گذاشت.

نکته ادبی: در اینجا 'بدرید جامه' نه تنها بیانگر خشم، بلکه نمادی از شوریدگی و به کمال رسیدن زیبایی است که در تشبیه به گل نمود یافته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بت

اشاره به معشوقی که در زیبایی و بی‌اعتنایی همچون تندیس است.

تشبیه چون گل

مانند کردنِ عملِ دریدن جامه و بروز زیبایی به شکفتن گل.

کنایه سوی رفتن آهنگ آورد

کنایه از تصمیم جدی برای ترک کردن.