دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۳۶

سنایی
رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد شوخی چکنی که نیستی مرد نبرد
مردی باید زهر دو عالم شده فرد کو درد به جای آب و نان داند خورد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر لزوم برخورداری از استقامت و پختگی برای ورود به حریم حقیقت تأکید دارند و هشدار می‌دهند که مسیر سلوک یا شناخت حقایق، جایگاه بازی‌گوشی و سستی نیست و تنها کسانی که از بند وابستگی‌های دنیوی و اخروی رسته باشند، تاب تحمل بار سنگین آن را دارند.

در نگاه شاعر، راه حقیقت مسیری پرمخاطره است که در آن، رنج و دردِ راه به مثابه خوراک جان‌بخش برای سالک عمل می‌کند و تنها کسی می‌تواند در این وادی گام نهد که درد را به جان بخرد و از لذت‌های سطحی زندگیِ مادی دست بشوید.

معنای روان

رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد شوخی چکنی که نیستی مرد نبرد

نزدیکِ پرده‌ای که اسرار الهی در آن نهفته است مگرد و به آن حریم قدسی نزدیک نشو.

نکته ادبی: «سراپرده» به معنای خیمه و پرده‌ای است که به عنوان حائلی میان عالم غیب و شهود به کار رفته است.

مردی باید زهر دو عالم شده فرد کو درد به جای آب و نان داند خورد

چرا بیهوده سرگرم بازی‌گوشی می‌شوی و ادعای بزرگی داری، در حالی که در میدان مبارزه با نفس و سختی‌های مسیر، مردِ میدان نیستی؟

نکته ادبی: «مرد نبرد» استعاره از سالکی است که تابِ سختی‌های سلوک و رویارویی با مشکلاتِ راهِ حقیقت را دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره سراپردهٔ اسرار

اشاره به حریم و خلوتگاهِ حقایق هستی که دستیابی به آن نیازمندِ آمادگیِ درونی است.

کنایه مرد نبرد

کنایه از فردی که دارای اراده، استقامت و شجاعت اخلاقی برای رویارویی با چالش‌های بزرگ است.

پارادوکس درد به جای آب و نان داند خورد

تعبیری است که در آن رنج و سختی که در نگاه عموم ناخوشایند است، به عنوان قوت و غذای اصلیِ جانِ سالک معرفی شده است.