دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۳۵

سنایی
منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد در عهد وفا نگر که چون آید مرد
از عهدهٔ عهد اگر برون آید مرد از هر چه گمان بری فزون آید مرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این نکته تأکید دارند که ارزش واقعی انسان به دانش و مهارت‌های ظاهری او نیست، بلکه عیار سنجش مردانگی، وفاداری به پیمان‌ها و عهد و میثاق است.

شاعر، انسانِ کمال‌یافته را کسی می‌داند که از آزمونِ دشوارِ وفاداری سربلند بیرون آید؛ چرا که عمل به عهد، مرتبه‌ای فراتر از تصور و گمانِ عامه دارد و معیار حقیقی برتری آدمی است.

معنای روان

منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد در عهد وفا نگر که چون آید مرد

ای مخاطب، به این توجه مکن که آیا فرد دارای دانش‌ها و هنرهای گوناگون است یا خیر؛ بلکه در هنگام وفاداری و پایبندی به پیمان بنگر که او چگونه عمل می‌کند.

نکته ادبی: واژه «ذوفنون» به معنای صاحبِ هنرهای بسیار است و در بافتارِ اخلاقی شعر، به معنای دانشِ صرفِ ظاهری در تقابل با تعهدِ قلبی به کار رفته است.

از عهدهٔ عهد اگر برون آید مرد از هر چه گمان بری فزون آید مرد

اگر انسانی موفق شود که از عهده‌ی پیمان و قولی که داده است به خوبی برآید و آن را عملی سازد، ارزش و منزلت او فراتر از هر اندازه‌ای است که تو در ذهن خود می‌توانی تصور کنی.

نکته ادبی: عبارت «از عهده برآمدن» کنایه از تواناییِ به پایان رساندن و عملی کردنِ یک مسئولیتِ دشوار است.

آرایه‌های ادبی

ردیف مرد

تکرار واژه «مرد» در پایان تمامی مصراع‌ها که بر تأکید روی مفهومِ انسانِ کامل و عیار مردانگی دلالت دارد.

اشتقاق عهد و عهده

استفاده از هم‌ریشگی واژگان «عهد» و «عهده» برای القای مفهومِ تعهد و مسئولیت‌پذیری در بیان.

تضاد مفهومی ذوفنون / عهد

تقابل میان دانشِ ظاهری و فنی با تعهدِ اخلاقی و عملی که پیام محوری متن را شکل می‌دهد.