دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۳۴

سنایی
گفتا که به گرد کوی ما خیره مگرد تا خصم من از جان تو برنارد گرد
گفتم که نبایدت غم جانم خورد در کوی تو کشته به که از روی تو فرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت گفتگوی عاطفی و عاشقانه‌ای را میان عاشق و معشوق ترسیم می‌کند. در فضای نخست، معشوق با نگاهی نگران، عاشق را از حضور در حریم خود برحذر می‌دارد و دلیل این امر را وجود رقیبان یا دشمنانی می‌داند که می‌توانند به جان عاشق آسیب برسانند. این هشداری است که از سر دلسوزی و برای حفظ امنیت عاشق بیان شده است.

در پاسخ، عاشق با بی‌پروایی و تسلیمِ محض در برابر سرنوشت، جان خود را ناچیز می‌شمارد. او مرگ در راه معشوق را نه تنها یک فاجعه نمی‌داند، بلکه آن را بر دور ماندن از چهره معشوق و زندگی در فراق ترجیح می‌دهد. این تقابل میانِ هراسِ معشوق از آسیبِ رقیبان و اشتیاقِ عاشق برای فنا شدن در کوی یار، هسته اصلی این گفتگو است.

معنای روان

گفتا که به گرد کوی ما خیره مگرد تا خصم من از جان تو برنارد گرد

معشوق به عاشق گفت: بیهوده و سرگردان در اطراف محل زندگی ما نگرد، تا دشمنان من متوجه حضور تو نشوند و به جانت آسیب نرسانند.

نکته ادبی: عبارت «گرد از جان برآوردن» کنایه از نابود کردن و کشتن است. «خیره» در زبان کهن به معنای بیهوده و بی‌هدف است.

گفتم که نبایدت غم جانم خورد در کوی تو کشته به که از روی تو فرد

عاشق در پاسخ گفت: نیازی نیست که نگران جان من باشی؛ چرا که کشته شدن در کوی تو برای من بسیار بهتر و گواراتر از این است که زنده بمانم اما از دیدن روی زیبای تو محروم باشم.

نکته ادبی: واژه «فرد» در اینجا به معنای جدا، دور افتاده و تنهاست. ساختار «نبایدت» در دستور زبان کهن، به معنای «لازم نیست برایت» به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

کنایه گرد از جان برآوردن

کنایه از آسیب جدی رساندن، نابود کردن و از بین بردن کسی است.

تقابل (تضاد) کشته شدن در کوی تو در برابر دور ماندن از روی تو

برجسته‌سازیِ برتریِ ایثار و جان‌باختن در راه معشوق نسبت به زندگیِ بی‌حاصل در دوری و فراق.

ایهام گرد

واژه گرد در «گردِ کوی» به معنای پیرامون است، اما در «گرد برآوردن» بخشی از یک کنایه برای تخریب است که تفاوت معنایی این دو کاربرد، زیبایی کلام را افزوده است.