دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۳۳

سنایی
چون چهرهٔ تو ز گریه باشد پر درد زنهار به هیچ آبی آلوده مگرد
اندر ره عاشقی چنان باید مرد کز دریا خشک آید از دوزخ سرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر لزوم خلوص در وادی عشق و استقامت بی‌بدیل در مسیر حق‌طلبی تأکید دارند. شاعر با زبانی نمادین، عاشقان را دعوت می‌کند تا در مواجهه با رنج‌های درونی، از آلودگی به تعلقات دنیوی بپرهیزند و در برابر سختی‌های سهمگین، چنان استوار باشند که آتش و آب، یعنی بزرگ‌ترین موانع طبیعی، بر آنان بی‌اثر گردد.

درونمایه اصلی، گذار از خود و رسیدن به مرتبه‌ای از کمال معنوی است که در آن، متضادها (آتش و آب) ماهیت خود را برای عاشق از دست می‌دهند و او با حفظِ هویتِ باطنی خویش، از آزمون‌های دشوارِ زندگیِ عارفانه سربلند بیرون می‌آید.

معنای روان

چون چهرهٔ تو ز گریه باشد پر درد زنهار به هیچ آبی آلوده مگرد

هنگامی که چهره تو از شدت گریه و اندوهِ عشق لبریز است، بسیار مراقب باش که این حالِ مقدس را با آلودگی به امور دنیوی یا تسلی‌های ناپایدار و غیرضروری بیامیزی.

نکته ادبی: زنهار به معنای هشداری مؤکد است و فعل مگرد در اینجا به معنای نزدیک شدن یا روی آوردن به چیزی است؛ یعنی به هیچ چیز دیگری غیر از این دردِ اصیل نزدیک مشو.

اندر ره عاشقی چنان باید مرد کز دریا خشک آید از دوزخ سرد

در راه رسیدن به معشوق، باید چنان شجاع و فناپذیر باشی که از میان عمیق‌ترین دریاها خشک عبور کنی و از گرمای سوزان دوزخ نیز بدون گزند و با سردی و سلامت بگذری.

نکته ادبی: مرد در اینجا می‌تواند ایهام داشته باشد: هم به معنای مردن (فنای فی‌الله) و هم به معنای دلاوری و جوانمردی است. عبارات «دریا خشک آمدن» و «دوزخ سرد آمدن» کنایه از تواناییِ گذشتن از مهلکه‌هاست.

آرایه‌های ادبی

مبالغه و پارادوکس از دریا خشک آید از دوزخ سرد

شاعر با به کارگیری محال‌های منطقی، بر قدرت خارق‌العاده و استقامت درونی عاشق در برابر ناملایمات تاکید کرده است.

استعاره آب

در اینجا آب استعاره از هرگونه عامل بیرونی یا تعلقات دنیوی است که ممکن است خلوصِ دردِ عاشقانه را که در اشک متجلی شده است، خدشه‌دار کند.