دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۳۰

سنایی
از دور مرا بدید لب خندان کرد و آن روی چو مه به یاسمین پنهان کرد
آن جان جهان کرشمهٔ خوبان کرد ور نه به قصب ماه نهان نتوان کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویرگر لحظه‌ای شورانگیز و لطیف از دیدار با معشوق است. شاعر در فضایی آکنده از تحسین و حیرت، جلوه‌ی رخسارِ درخشانِ یار را توصیف می‌کند که به ماه می‌ماند و در پسِ پرده‌ای از یاسمن یا پارچه‌ای نازک پنهان شده است.

در نگاه شاعر، زیباییِ یار چنان عظیم است که هیچ حجابی توانِ پوشاندنِ کاملِ آن را ندارد و این کلام، ستایشی از دلبری و جلوه‌گریِ طبیعیِ محبوب است که از دور، جانِ عاشق را به تلاطم می‌اندازد.

معنای روان

از دور مرا بدید لب خندان کرد و آن روی چو مه به یاسمین پنهان کرد

معشوق از دور مرا دید و با لبخند به من نگریست؛ سپس چهره‌ی تابناک خود را که همچون ماه درخشان بود، در میان گل‌های یاسمن پنهان ساخت.

نکته ادبی: تشبیه چهره به ماه، از رایج‌ترین و زیباترین تصویرسازی‌ها در ادبیات کلاسیک برای نشان دادن زیباییِ خیره‌کننده است.

آن جان جهان کرشمهٔ خوبان کرد ور نه به قصب ماه نهان نتوان کرد

آن محبوب که جانِ جهان است، شیوه‌ی دلبری و نازِ خوبان را به نمایش گذاشت؛ زیرا در غیر این صورت، پوشاندنِ چهره‌ای که همچون ماهِ تابان است پشتِ پارچه‌ای نازک مانند قصب، امری ناممکن است.

نکته ادبی: قصب به معنای پارچه‌ای بسیار نازک و لطیف است که در شعر کهن به عنوان نمادِ حجابی که مانعِ دیدن نمی‌شود، به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روی چو مه

چهره‌ی معشوق به ماهِ تابان تشبیه شده است که نشانگر زیبایی و درخشندگیِ بی‌حدِ اوست.

استعاره جان جهان

معشوق به عنوانِ روح و مایه‌ی حیاتِ هستی معرفی شده است.

مبالغه ماه نهان نتوان کرد

شاعر با تأکید بر عدم امکانِ پنهان کردنِ ماه توسط پارچه‌ای نازک، عظمتِ زیباییِ معشوق را به تصویر می‌کشد.