دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۲۹

سنایی
بر رهگذر دوست کمین خواهم کرد زیر قدمش دیده زمین خواهم کرد
گر بسپردش صد آفرین خواهم گفت نه عاشق زارم ار جز این خواهم کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق بی‌‌پایان یک عاشق در مسیر قربانی کردن خویشتن برای محبوب است. فضا آکنده از تسلیم مطلق و آرزوی دیدار است، جایی که عاشق برای دستیابی به نگاه یا گام‌های محبوب، از هستی خود دست می‌شوید.

در این کلام، عشق به مرحله‌‌ای از ایثار می‌رسد که در آن، رنج کشیدن و پایمال شدن توسط معشوق، نه تنها مایه عذاب نیست، بلکه کمال مطلوب و افتخاری است که عاشق برای رسیدن به آن لحظه‌شماری می‌کند.

معنای روان

بر رهگذر دوست کمین خواهم کرد زیر قدمش دیده زمین خواهم کرد

چشمانم را همچون خاکی نرم زیر گام‌های او فرش می‌کنم تا بر آن قدم بگذارد.

نکته ادبی: دیده زمین کردن کنایه از نهایت تواضع، فروتنی و فداکاری عاشق است.

گر بسپردش صد آفرین خواهم گفت نه عاشق زارم ار جز این خواهم کرد

من آن عاشق دلسوخته‌ای نیستم که اگر جز این رفتار کنم (یعنی چنین ایثاری نکنم)، شایسته‌ی نام عاشقی باشم.

نکته ادبی: عاشق زار به معنای عاشق بی‌قرار و اندوهگین است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دیده زمین کردن

به معنای نهایت فروتنی و فداکاری با قرار دادنِ چشم در مسیر گام‌های معشوق.

مبالغه صد آفرین خواهم گفت

برای نشان دادن اوج خشنودی و سرسپردگی به معشوق در هنگام رنج.

تناقض‌نمایی زیر قدمش دیده زمین کردن

لذت بردن عاشق از پایمال شدن توسط معشوق که اوج ایثار است.