دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۲۶

سنایی
من چون تو نیابم تو چو من یابی صد پس چون کنمت بگفت هر ناکس زد
کودک نیم این مایه شناسم بخرد پای از سر و آب از آتش و نیک از بد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نوعی آگاهی ژرف از جایگاه عاشق و معشوق در جهان‌بینی شاعرانه است. در بیت نخست، گوینده با تواضعی آمیخته به دردمندی، خود را در برابر مقام بلند معشوق ناچیز می‌بیند و تأکید می‌کند که معشوق محبوبِ همگان است، اما عاشق، محتاطانه معتقد است که نباید این گوهر گران‌بها را برای نااهلان توصیف کرد و به زبان آورد.

در بیت دوم، گوینده با تکیه بر تجربه‌اندوزی و بلوغِ فکری، خود را از ساده‌لوحی مبرا می‌داند. او با برشمردنِ تمایز میان اضداد، بر توانایی عقلی خود در تشخیص حقیقت از مجاز و خوب از بد تأکید می‌ورزد تا بر این نکته صحه بگذارد که دیگر به سادگی فریبِ ظواهر را نخواهد خورد.

معنای روان

من چون تو نیابم تو چو من یابی صد پس چون کنمت بگفت هر ناکس زد

من هرگز کسی را که هم‌طرازِ تو باشد نخواهم یافت، اما تو به آسانی صد نفر مانند من را می‌یابی. بنابراین، چرا باید تو را که چنین ارزشمندی، نزدِ هر فرد نادان و بی‌مقداری به زبان بیاورم و توصیف کنم؟

نکته ادبی: ترکیب «بگفتِ هر ناکس» در اینجا به معنای در معرضِ قضاوتِ افراد نادان قرار دادن است و کنایه از حفظِ اسرارِ عشق نزد نااهلان دارد.

کودک نیم این مایه شناسم بخرد پای از سر و آب از آتش و نیک از بد

من دیگر کودک و بی‌تجربه نیستم و به اندازه‌ی کافی خردمندم که بتوانم تفاوت‌های بنیادین را تشخیص دهم؛ مانند تفاوت میان جایگاه بلند و پست (پا و سر)، اضداد طبیعی (آب و آتش) و مفاهیم اخلاقی (نیک و بد).

نکته ادبی: «مایه» در این متن به معنای «اندازه» و «مقدار» به کار رفته است و مصداقِ خردِ تجربی است که فرد در گذر عمر به دست آورده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) پای از سر، آب از آتش، نیک از بد

شاعر با آوردنِ اضداد در کنار هم، بر هوشمندی و توانایی خود در بازشناسی مرزها و جایگاه‌ها تأکید می‌کند.

اغراق صد

اشاره به کثرتِ دلدادگانِ معشوق در برابر یگانگیِ عاشق؛ این عدد برای نشان دادنِ جایگاهِ والای معشوق و بی‌همتایی او به کار رفته است.