دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۲۵

سنایی
گه جفت صلاح باشم و یار خرد گه اهل فساد و با بدان داد و ستد
باید بد و نیک نیک ور نه بد بد زین بیش دف و داریه نتوانم زد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوالِ پرنوسانِ انسان میان دو قطبِ خردمندی و نادانی است و به این حقیقت اشاره دارد که آدمی گاهی در پیِ اصلاح و کمال است و گاهی در دامِ پلیدی و بدکرداری گرفتار می‌شود.

مفهوم کلیِ سخن، دعوت به هوشیاری و اهمیتِ تشخیصِ سره از ناسره است؛ شاعر با نوعی نقدِ خویشتن، از رفتارهای پیشین و بی‌خیالیِ خود نسبت به سرنوشت ابراز پشیمانی کرده و بر ضرورتِ تغییر رویکرد تأکید می‌کند.

معنای روان

گه جفت صلاح باشم و یار خرد گه اهل فساد و با بدان داد و ستد

زمانی با خوبی و خردمندی هم‌نشین هستم و زمانی دیگر به فساد روی می‌آورم و با افرادِ بدسرشت داد و ستد می‌کنم.

نکته ادبی: در اینجا صلاح و خرد در تقابل با فساد قرار دارند و نمادِ عقلانیت و کمال‌اند؛ داد و ستد نیز کنایه از تعامل و همنشینی است.

باید بد و نیک نیک ور نه بد بد زین بیش دف و داریه نتوانم زد

انسان باید نیکی و بدی را از هم تمیز دهد، وگرنه فرجامش تباهی خواهد بود؛ من بیش از این توان و تابِ آن را ندارم که با بی‌خیالی و بازیگوشی از کنار حقیقت بگذرم.

نکته ادبی: دف و داریه زدن کنایه‌ای است از پرداختن به لهو و لعب، بازیگوشی و بی‌توجهی به جدیتِ امورِ زندگی که شاعر آن را دیگر جایز نمی‌داند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) صلاح و فساد / نیک و بد

بهره‌گیری از کلمات متضاد برای نشان دادنِ کشمکشِ درونی و نوسانِ حالاتِ روحیِ شاعر.

کنایه دف و داریه زدن

استعاره از اشتغال به کارهای بی‌هوده، بازیگوشی و بی‌خیالی در برابرِ وقایع مهم زندگی.

سجع و تکرار باید بد و نیک نیک ور نه بد بد

تکرارِ هوشمندانه واژگانِ بد و نیک برای تأکید بر لزومِ تشخیص و پیامدِ قطعیِ بی‌توجهی به آن.