دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۲۳

سنایی
با هجر تو بنده دل خمین می دارد شبهاست که روی بر زمین می دارد
گویند مرا که روی بر خاک منه بی روی توام روی چنین می دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده حال و هوای عاشقی است که در بندِ فراق و دوری از معشوق گرفتار شده و به دلیل این رنج عمیق، در تضرع و فروتنیِ بی‌پایان فرو رفته است.

شاعر فضایِ حزن‌آلودِ شب‌هایِ تنهایی و ناتوانیِ عاشق در برابر ملامت دیگران را با زبانی ساده اما صمیمانه و دردمند به تصویر می‌کشد تا نشان دهد که چگونه دوری از چهره محبوب، تمام وجود او را درگیر این تضرع ناگزیر کرده است.

معنای روان

با هجر تو بنده دل خمین می دارد شبهاست که روی بر زمین می دارد

به دلیل دوری و جدایی از تو، دلِ من در این حالِ پریشان مانده است و شب‌های بسیاری است که از شدت اندوه و فروتنی، پیشانی بر خاک نهاده‌ام.

نکته ادبی: خمین در اینجا به معنای این‌گونه یا بدین‌سان به کار رفته است. روی بر زمین نهادن کنایه از تضرع و سوگواری در برابر معشوق است.

گویند مرا که روی بر خاک منه بی روی توام روی چنین می دارد

دیگران مرا سرزنش می‌کنند و می‌گویند که دیگر تضرع مکن و سر بر خاک مگذار، اما آنان نمی‌دانند که دوری از چهره تو، مرا به این حال و روز دچار کرده است که ناگزیرم این‌چنین باشم.

نکته ادبی: تکرار واژه روی در دو معنای چهره و نیز اشاره به حالتِ موجود، ایهام و موسیقی کلام را تقویت کرده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه روی بر زمین نهادن

کنایه از نهایت تضرع، غم و بی‌تابی در فراق معشوق است.

ایهام روی

اشاره به چهره و نیز کنایه از حال و روز و شرایط روحی فرد عاشق است.

تکرار روی

استفاده مکرر از واژه روی برای تأکید بر محوریتِ چهره معشوق و وضعیت عاشق است.