دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۲۰

سنایی
تن در غم تو در آب منزل دارد دل آتش سودای تو در دل دارد
جان در طلب تو باد حاصل دارد پس کیست که او نیل ترا گل دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار به تصویرسازی تضاد میان رنجِ جسمانیِ برخاسته از دوری و اشتیاقِ سوزانِ قلبی می‌پردازد.

شاعر در فضایی آکنده از غم، خود را در موقعیتی وصف می‌کند که در آن تمام هستی‌اش، از تنِ آلوده به اشک تا جانِ سرگشته در پیِ معشوق، درگیرِ جذبه و نیرویِ بی‌کرانِ عشق است؛ عشقی که در عینِ بی‌حاصلیِ ظاهری، تمامِ وجودِ عاشق را به تسخیر درآورده است.

معنای روان

تن در غم تو در آب منزل دارد دل آتش سودای تو در دل دارد

تنِ من به خاطر غم و اندوهِ دوری تو، همواره در آب (اشکِ چشم) غوطه‌ور است و در مقابل، دلِ من کانونِ آتشِ سوزانِ اشتیاق و سودایِ توست.

نکته ادبی: تقابل میان 'آب' و 'آتش' نمادِ تضاد درونی عاشق است؛ آب نشانهٔ اشکِ چشم و آتش نشانهٔ التهابِ دل است.

جان در طلب تو باد حاصل دارد پس کیست که او نیل ترا گل دارد

جانِ من در راهِ رسیدن به تو، جز باد (هیچ و پوچ) به دست نیاورده است؛ با این حال، چه کسی است که می‌تواند زیبایی و شکوهِ تو را به گل (خاک و حقارت) تبدیل کند؟

نکته ادبی: واژه 'نیل' می‌تواند به معنای رنگِ نیلگون و نشانگرِ شکوه یا غم باشد و در مقابلِ 'گل' (خاک و تیرگی) به عنوان نمادی از ارزشِ کم قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) آب و آتش

شاعر با کنار هم قرار دادنِ آب (اشک) و آتش (عشق)، تضادِ درونی و ناآرامیِ خود را به زیبایی ترسیم کرده است.

کنایه باد حاصل داشتن

کنایه از بی‌حاصل بودن و رسیدن به هیچ است که نشان‌دهندهٔ ناامیدی در مسیرِ عشق است.

استعاره در آب منزل دارد

استعاره از غرق‌شدن در اشک و گریه از شدتِ اندوهِ دوری.